مىدانست ، اما مىگفت كه ديگر فرق خوارج كه در جنگ او با دشمنانش به او نمىپيوندند و فعالانه در جنگ شركت نمىجويند كافرند . « 1 » در عمل ، هواداران حمزه با همان شدت و درندهخويى به تعقيب و آزار خوارج مخالف عقيدهء خود مىپرداختند كه به تعقيب غيرخارجى مىپرداختند ( دربارهء تفصيل حملات آنان به بيهسيه ، خازميه و ثعالبه به صفحات آينده نگاه كنيد ) .
اين پرسش كه آيا كودكان را نيز بايد داراى همان باورهايى دانست كه پدر و مادرشان دارند و آنان را نيز مانند ديگر غير خارجيان ( استعراض غلات خارجى ) كشت يا نه همواره پرسشى بحثانگيز و بسيار جدى در ميان خوارج بوده است .
ابن عجرد بر سر همين مسأله از فرقهء خارجى بيهسيه جدا شده بود ( بيهسيه اصلا شاخهاى از نجدات بود ) ، و نگرشى ميانهروتر داشت . « 2 » حمزيه از عجارده بطور كلى و از زير فرقههاى آنان مانند ميمونيه بطور اخص جدا شده بودند و دربارهء استعراض و كودكان ، يعنى اينكه كودكان كافران بواسطهء كفر پدر و مادرشان گرفتار آتش دوزخ مىشوند و بايد كشته شوند از نگرش سختگيرانهء ازارقه پيروى مىكردند . « 3 » اين سخن با آنچه ما دربارهء رفتار نيروهاى حمزه در بيهق مىدانيم ( در اين باره به صفحات آينده نگاه كنيد ) و نيز با داستان جنگ ميان حمزه و طاهر بن حسين ذو اليمينين همخوانى دارد . حمزه ناگهان در مدرسهاى نزديك پوشنگ فرود آمد و سى كودك را با معلمشان بكشت . به تلافى اين اقدام ، طاهر به روستايى كه ساكنان آن پيرو فرقهء حمزيه بودند ، اما قعده بشمار مىآمدند و شركت فعالى در جنگ نداشتند حمله برد و همهء ساكنان آن را به دم تيغ سپرد . « 4 » مردان را به
هامش
( 1 ) - اشعرى ، ج 2 ، ص 165 ( ترجمهء فارسى ، ص 52 ) ، بغدادى ، ص 77 ( ترجمهء فارسى ، ص 6 - 59 ) ؛ شهرستانى ، ج 1 ، ص 96 ( ترجمهء فارسى ، ج 1 ، ص 165 ) .
( 2 ) - مقايسه كنيد با وات ، همانجا ، ص ص 9 - 228 .
( 3 ) - بغدادى ، همانجا ؛ شهرستانى ، همانجا .
( 4 ) - بغدادى ، ص 79 ، ( ترجمهء فارسى ، ص 60 ) ؛ گرديزى ، زين الاخبار ، چاپ نفيسى ، ص ( چاپ عبد الحى حبيبى ، ص 132 ) ؛ ابن اثير ، ج 6 ، ص 104 ، منبع مشترك اين گزارش احتمالا تاريخ ولات -