نجده در عربستان بود ، اما حاضر نشد زير فرمان جانشين نجده ، به نام ابو فديك عبد اللّه بن ثور برود ؛ از اين روى بود كه وى و طرفدارانش كه به نام او عطويه خوانده مىشدند از خليج فارس گذشته به كرمان و سيستان آمدند . عطيه سرانجام بر دست مهلب بن ابى صفره كشته شد ، اما به روايت بغدادى در ميان خوارجى كه در سيستان پناه جسته بودند عطويه فرقهء مسلط بودند . « 1 »
عبد الكريم بن عجرد ، پايهگذار فرقهء عجارده از ميان عطويه برخاست . دربارهء عبد الكريم تقريبا چيزى دانسته نيست ، مگر اينكه وى از مردم بلخ بود و به دست خالد بن عبد اللّه قسرى ، والى هشام در عراق و خراسان دربند افتاد و هم سرانجام در زندان درگذشت . اين نشان مىدهد كه احتمالا ايران نيز صحنهء فعاليت ابن عجرد بوده است . عجارده دربارهء مسايل قاطع و خلافانگيزى چون نگرش نسبت به كودكان كافران ميانهروتر بودند ؛ آنان عقيده داشتند كه كودكان را بايد نه مؤمن بشمار آورد و نه كافر تا به سنى برسند كه خود تصميم بگيرند كه آيا شكل راستين اسلام ، يعنى مذهب خارجى را مىپذيرند يا نه . « 2 »
اشعرى و بغدادى پانزده زير فرقه از عجارده برمىشمارند . « 3 » زير فرقهء مسلط در ميان خوارج سيستان خازميه بودند كه به روايت بغدادى دربارهء مسألهء قدر
هامش
( 1 ) - اشعرى ، مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلين ، قاهره ، 73 - 1369 ق / 54 - 1950 م ، ج 1 ، ص 164 ؛ ( ترجمهء دكتر محسن مؤيدى ، تهران ، امير كبير ، 1362 ش ، ص ص 6 - 53 ) ؛ بغدادى ، كتاب الفرق بين الفرق و بيان الفرقه الناجيه منهم ، قاهره 1328 ق / 1910 م ، ص 67 ( ترجمهء دكتر جواد مشكور ، تهران ، اشراقى ، 1358 ، ش ، ص ص 6 - 55 ) .
( 2 ) - مقايسه كنيد با :R . Rubinacci , EL 2 , S . V . « Adjarida » , and W . Montgomery Watt , « Kharijite thought in the Umayyad Period » , Der Islam , XXXVI , 1961 , PP . 228 FF .( 3 ) - اشعرى ، ج 1 ، ص ص 9 - 164 ( ترجمهء فارسى ، 4 - 52 ) ؛ بغدادى ، ص ص 82 - 72 ( ترجمهء فارسى ، ص ص 63 - 55 ) ؛ مقايسه كنيد با شهرستانى ، كتاب الملل و النحل ، چاپ و . كرتن ، لندن ، 1842 ، ج 1 ، ص ص 100 - 95 ( ترجمهء فارسى ، باهتمام سيد محمد رضا جلالى نايينى ، تهران ، بىنا ، 1358 ش ، 5 - 164 ) .