تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
در سدهء دوم پيش از ميلاد از باكتريا و سرزمينهاى بخش بالاى جيحون به نواحى درنگياناى روزگار باستان ( بعدها سيستان ، مقايسه كنيد با نام كرسى ولايت زرنگ - درنگيانا ) و آراخوسيا ( بعدها سرزمين اسلامى الرخج و زمينداور ) كوچيدند . شمار زيادى از سكاها در جنوب افغانستان سكونت گزيدند و سرانجام نام خود را به بخش جنوب غربى اين سرزمين كه سكستان نام گرفت ( به فارسى ميانه سگستان ، به عربى سجستان ) دادند . سكاها قومى نيرومند و دلير بودند و در دورهء پارتيان تاريخ ايران بارها در امور نواحى غرب سرزمين مسكونى خود مداخله كردند . فرهاد سوم ، پادشاه پارتى ( 127 - 136 ق م ) در 129 ق م از سكاها درخواست كه وى را در برابر تهاجم سلوكيان به ماد كه به سردارى آنتيوخوس سوم انجام گرفته بود يارى دهند . اما پس از آن نتوانست خويشتن را از چنگ ايشان رهايى بخشد و اندكى بعد به دست هم‌پيمانان شرقى خود كشته شد ؛ در 76 ق م ، سكاها شاهزاده‌اى اشكانى به نام سنتروك ( 67 - 76 ق م ) را كه دست‌نشاندهء ايشان بود به تخت شاهى برنشاندند ؛ و در پيروزى پارتيان بر سردار روم ، كراسوس در كاره يا حران در 53 ق م ، سواران زرهپوش سكايى نقش بزرگى ايفا كردند . « 1 » به هنگام آمدن اسلام ، همهء خاطرهء تاريخى سكاها از ياد رفته بود و حمزهء اصفهانى ( در گذشته ميان 350 ق / 961 م و 360 ق / 971 م تنها مىتواند ريشه‌شناسى توهمى و خيالى براى نام سجستان بدست دهد : وى مىگويد كه شكل اصلى سكستان بمعنى « سرزمين سپاه » ( بلدة الجنود ) است . « 2 » با اينهمه
هامش
( 1 ) - مقايسه كنيد با :A . Hermann , in Pauly - Wissowa , Realenzyklopaedi e der Klassischen Altertnnswissens chaft 2 , S . V . « Sakastan » , and R . N . Frye , The heritage of Persia , London , 1962 , PP . 171 FF . , 185 FF .( 2 ) - نقل در ياقوت ، معجم البلدان ، چاپ ف . ووستنفلد ، لايپزيگ ، 73 - 1866 ، ص 41 . براى جغرافياى سيستان در اوايل دورهء اسلامى نگاه كنيد به :J . Marquart , E ? ransahr nach der Geographie des PS . Mosesxorenc , i ( Abh . der Ko ? nigl . Gessel . der Wiss . Zn Go ? ttingen , n . s , III / 2 ? , Berlin , 1901 , PP . 35 - 9 and Index ; G . le Strange , The Lands of the eastern Caliphate , Cambridge , 1905 , PP . 334 - 51 ;-