عراق ، عبد اللّه بن عمر و شاهزادهء اموى سليمان بن هشام نيز به آن پيوستند . مروان ، خليفهء اموى تا پايان 128 ق / اوت - سپتامبر 746 م نتوانست اين شورش را فرو نشاند . « 1 » شيبان ، پس از مرگ ضحاك ، به پيشوايى خوارج برگزيده شد ، اما ناگزير شد از پيش عامر بن ضبارهء مرى ، سردار مروان عقب بنشيند . وى از راه فارس و كرمان به سيستان رفت و ترديدى نيست اميد داشت كه از اين كنام معروف خوارج به او يارى رسانند . تاريخ سيستان كه تنها منبعى است كه از آمدن شيبان به سيستان خبر مىدهد ، از فراز آمدن مردم زرنگ بر وى چيزى نمىگويد . « 2 »
اما براى افزودن برآشفتگى و هرج و مرج سيستان ، شورشى ضد اموى ديگرى پا در ميانه گذاشت . مدعى علوى ، عبد اللّه بن معاويه ، معروف به ذو الجناحين ( از اين روى است كه فرقهء شيعى غالى را كه از دعوى امامت وى هوادارى مىكردند جناحيه « 3 » مىخواندند ) ، نوادهء جعفر بن ابى طالب ، برادر حضرت على ( ع ) بود . در محرم 127 ق / اكتبر - نوامبر 744 م ، در روزهاى خلافت كوتاه ابراهيم بن وليد ، عبد اللّه در كوفه كه از مراكز كهن شيعه بود علم شورش برافراشت . نيروهاى عبد اللّه بن عمر وى را از اعراق به ايران راندند و پس از حدود يك سال ، عبد اللّه بن معاويه از راه كرمان و سيستان به خراسان عقب نشست ( 129 ق / 7 - 746 م ) و سرانجام در هرات از شهرهاى اين ولايت بود كه به دست مالك بن هيثم خزاعى ، نمايندهء ابو مسلم كشته شد . « 4 » عبد اللّه بن معاويه بر سر راهش به خراسان در سيستان
هامش
( 1 ) - مقايسه كنيد با :Wellhausen , op . cit . , PP . , 387 - 92 , and , L . Veccia Vaglieri , EL 2 , S . V . al - Dahhak b . Kas al - « Shaybani » .( 2 ) - يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 405 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 314 ) ؛ طبرى ، ج 2 ، ص ص 1941 ، 9 - 1943 ( ترجمهء فارسى ، ج 10 ، ص 71 - 4461 ) ؛ كتاب العيون و الحدائق ، ص 153 ؛ تاريخ سيستان ، ص 133 ؛ ولهاوزن ، همانجا ، ص ص 5 - 392 .
( 3 ) - مقايسه كنيد با :M . G . S . Hodgson and Canard , EL 2 , S . V . « Djandhiyya » .( 4 ) - مقايسه كنيد با :K . V . Zetterste ? en , EL 2 , S . V . « abdallah b . Mu awiya » ; Wellhausen , op . cit . , PP . 384 - 6 , 540 ;-