شكنجه گرديد ، دارايى او را مصادره كردند و سرانجام وى را كشتند . با اينهمه ، منابع ابراهيم را فرمانروايى دادگر مىدانند ، و او تا مرگ هشام در ربيع الثانى 125 ق / 743 م در قدرت باقى ماند . طبرى ذيل سال 122 ق / 740 م مىگويد كه « يوسف بن عمر ابن شبرمه را به سيستان فرستاد و [ محمد بن عبد الرحمان ] بن ابى ليلى را به كار قضا گماشت » ، اما در واقع ولايتدار سيستان و قاضى القضات اين ولايت هر دو مىبايست يك تن باشند ، زيرا عبد اللّه بن شبرمه الضبى شاعر ، محدث و قاضى نامدار كوفه بوده است .
7 - سالهاى پايانى فرمانروايى اموى
وليد بن يزيد بن عبد الملك ، خليفهء تازه يوسف بن عمر را در فرمانروايى عراق و نصر بن سيار را در ولايتدارى خراسان ابقا كرد ، اما وى پس از خلافتى كه زمان آن از پانزده ماه هم كمتر بود بقتل آمد و پسر عمش يزيد بن وليد بن عبد الملك ( يزيد سوم ) بخلافت رسيد ( جمادى الثانى 126 ق / آوريل 744 م ) . در ميان كسانى كه يزيد را به خلافت رساندند كلبيان شام و پسران خالد بن عبد اللّه قسرى نيز حضور داشتند ؛ از اين روى يوسف بن عمر ثقفى بىدرنگ از سمتى كه داشت بر كنار گرديد و منصور بن جمهور كلبى بجاى او فرستاده شد ( رجب 126 ق / آوريل 744 م ) . « 1 » منصور تنها سه ماه والى عراق بود و نتوانست به زيان ولايتدار وقت خراسان نصر بن سيار قدرتى در اين سرزمين بدست آورد . اما در همين مدت سه ماه محمد يا يزيد بن عزان يا غزان ( يعقوبى و طبرى اين نام را به اختلاف ضبط كردهاند ) را به حكومت سيستان فرستاد . در دولت گذشته وى كوشيده بود تا به سود كلبيان قدرت را در آن ولايت بدست گيرد كه توفيقى نيافت و نتوانست عمرو بن محمد بن قاسم را كه پروردهء يوسف بن عمر بود از آن ولايت بردارد ؛ اما
هامش
( 1 ) - دينورى ، اخبار الطوال ، ج 1 ، ص ص 50 - 349 ( ترجمهء فارسى ، 7 - 366 ) ؛ طبرى ، ج 2 ، ص ص 9 - 1836 ( ترجمهء فارسى ، ج 10 ، ص 4398 ) ؛ ابن اثير ، ج 5 ، ص ص 202 ، 5 - 223 .