تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
هيجان و اضطراب ميان اعراب محلى حرب بن قطن را هراسان ساخت و او سيستان را ترك گفت و سوار بن اشعر را به جانشينى خود گماشت . عبد اللّه بن عمر با شنيدن خبر جبن و ترس حرب سعيد بن عمر يا عمرو را بجاى او فرستاد و سعيد در محرم 128 ق / اكتبر 745 م وارد سيستان گرديد . در اين گير و دار چيزى مانند جنگ خانگى در سيستان درگرفت . سوار بن اشعر كه از تميميان بود در طى مدتى كه واليان عراق پى در پى تغيير مىيافتند قدرت خويش را نگهداشت ، اما بكريها زير لواى يكى از اعضاى خود در سيستان به نام بحتر ( يعقوبى : بجير ) بن سهلب متحد گرديدند . بحتر فرمانى از زبان عبد اللّه بن عمر بر ساخت و خود را ولايتدار سيستان و كرمان كرد . ولايتدار واقعى ، سعيد بن عمر كه خود از طرفداران تميم بود نتوانست شناسايى بكر را بدست آورد . جنگ تمام عيارى ميان دو گروه درگرفت كه طى آن هفتاد مرد پير كشته شدند و به همين مناسبت اين جنگ درگرفت كى طى آن هفتاد مرد پير كشته شدند و به همين مناسبت اين جنگ وقعة الشيوخ نام گرفت . قدرت در زرنگ اكنون در دست غوغا بود ؛ سعيد بن عمرو بحتر بن سلهب قدرتى نداشتند ، و تودهء مردم سوار بن اشعر را به اميرى خويش برگزيدند ( جمادى الثانى 130 ق / ژانويهء 748 م ) . اما چندان نگذشت كه سوار از چشم مردم افتاد و به دست آنان كشته شد ؛ بحتر را از شهر بيرون كردند و سرانجام وى را در بيابان يافتند و از پايش درآوردند ؛ غوغا امير تازه‌اى به نام هيثم بن عبد اللّه البعاث برگزيدند بدان شرط كه هيچ بكرى را به سيستان راه ندهد ( گويا سيستان در اينجا بمعنى مدينهء سيستان ، يعنى زرنگ است ) . « 1 » اكنون عامل تازه‌اى در سيستان پيدا شد كه همانا شيبان بن عبد العزيز يشكرى ، شورشگر خارجى بود . شيبان از ياران پيشواى خارجى ، ضحاك بن قيس شيبانى بود كه از آشفتگى اوضاع عراق و جزيره در پى قتل وليد دوم اموى و رقابت ميان يزيد سوم و مروان حمار بهره‌بردارى كرده سر بشورش برداشت . خيزش ضحاك پشتيبانى گسترده‌اى در ميان جمعيت ضد اموى عراق يافت و حتى والى
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، 3 - 131 .