تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
عبد اللّه را به سمت قاضى القضات ولايت برگزيد . « 1 » ايام فرمانروايى يزيد بن غريف در سيستان روزگارى پرآشوب بود . بواسطهء ستمى كه مىورزيد و حكومت بىدادگرانه‌اى كه داشت از چشم مردم بيفتاد و مردم از وى بيزارى مىجستند . « 2 » در خلافت عمر بن عبد العزيز ، زنبيل پرداخت خراج به مسلمانان را متوقف ساخت . گزارش بلاذرى نشان مىدهد كه زنبيل مردان كوچكتر از حجاج را كه از راه و روش وى پيروى مىكردند خوار مىداشته است . چون يزيد بن عبد الملك به خلافت رسيد ، وى [ زنبيل ] از گزاردن خراج به كارگزاران خليفه سر باز زد و گفت : « بر آن قوم گرسنهء از نماز سيه‌روى شده كه موزه‌هايى از برگ خرما به پا داشتند و به ديار ما مىآمدند چه افتاده است » ، گفتند : « پريشان شدند . » گفت : « اگر چند شما خوب رويتر از ايشان هستيد ، اما ايشان پيماندارتر و دليرترند . » نيز كسى از تازيان وى را گفت : « تو را چه افتاده كه باج به حجاج مىپرداختى و ما را چيزى نمىدهى ؟ » گفت : « حجاج مردى بود كه چون به آرمان خويش مىرسيد به مالى كه در راه آن هزينه كرده بود چشم نداشت ، حتى اگر يك درهم از آن مال باز نمىگشت . اما شما چون يك درهم هزينه كنيد چشم آن داريد كه ده چندان بازستانيد . » زنبيل پس از آن به كارگزاران بنى اميه و نيز ابو مسلم خراجى نمىپرداخت . » يزيد بن غريف بلال بن ابى كبشه را به جنگ زنبيل فرستاد ، اما وى بىآنكه در اين سفر جنگى به پيروزى دست يابد به زرنگ بازگشت . « 3 » از اين گذشته ، فعاليت خوارج در سيستان از سر گرفته شد . پنج تن از خوارج
هامش
( 1 ) - يعقوبى ، البلدان ، همانجا ؛ تاريخ سيستان ، ص 126 . ( 2 ) - يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 383 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 288 ) . ( 3 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص ص 1 - 400 ، ترجمهء انگليسى ، ج 2 ، ص ص 1 - 670 ( ترجمهء فارسى ، ص 279 ) ؛ تاريخ سيستان ، همانجا ؛Caetani , Cronografia , V , P . 1279 .