تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
از خون مهلبيان كينخواهى كنند ؛ حارث بن سريج شورشى بارى ديگر فعال گرديد تا اينكه سرانجام در 128 ق / 746 م درگذشت ؛ طرفداران شيعه كه پيرامون شخص يحيى بن زيد ، نوادهء امام حسين متحد شده بودند ، شورشهايى برانگيختند تا اينكه سرانجام نصر و سردارش سلم بن احوز هلالى آتش اين شورشها را فرو نشاندند ، اما از همه مهمتر ، دعوت عباسى ابو مسلم رفته رفته در سراسر خراسان نيرو مىگرفت . عمر بن هبيره ، والى يزيد دوم در عراق و مشرق ، نخست قعقاع بن سويد منقرى را براى بدست گرفتن امور مالى و مدنى و حكم بن عبد اللّه را براى ادارهء امور نظامى به سيستان فرستاد ، اما ديرى نگذشت كه قعقاع تنها والى ولايت گرديد . به روايت تاريخ سيستان قعقاع تا مرگ يزيد در سيستان ماند ، و بيشتر وقت خويش را به باده گسارى و خوشگذرانى مىگذراند ، اما به گفتهء يعقوبى عمر بن هبيره وى را از ولايتدارى برداشت و سيال بن منذر شيبانى را بجاى او فرستاد . پيوستگى نزديك قعقاع به ابو كلدهء يشكرى شاعر كه باده گسار و صعلوك بلندآوازه‌اى بود ، شايد اين سخن را كه قعقاع همواره به مىخوارى و خوشگذرانى مىپرداخت تأييد مىكند ؛ وى در واقع ابو كلده را نماينده و جانشين خويش در بست و الرخج كرد . « 1 » در 106 ق / 724 م خالد بن عبد اللّه قسرى والى عراق گرديد . تاريخ سيستان از حيلة بن هماد قطفانى نامى ياد مىكند كه نخستين نمايندهء خالد در سيستان بود ، اما از اين حيله در جايى ديگر نامى نرفته است . « 2 » جاى سخن نيست كه در اوايل 107 ق / بهار 725 م يزيد بن غرمف همدانى به ولايتدارى سيستان گمارده شد . يزيد بشر حوارى را صاحب شرطهء سيستان كرد و دانشمند و محدث نامدار معمر بن
هامش
( 1 ) - يعقوبى ، البلدان ، ص 284 ، ترجمهء انگليسى ، ص ص 5 - 94 ( ترجمهء فارسى ، ص 9 - 78 ) ؛ اغانى ، چاپ بولاق ، ج 10 ، ص ص 112 ، 114 - چاپ بيروت ، ج 10 ، ص ص 299 ، 4 - 233 ؛ تاريخ سيستان ص 125 . ( 2 ) - همانجا ، ص ص 6 - 125 .
تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 154 | ادموند كليفورد باسورث / حسن انوشه