تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
كسانى بر سر كار آمدند كه نگرش ايشان با نگرش نسبتا ميانه‌روانه و بىطرفانهء برادران قسرى به كلى تفاوت داشت . يوسف بن عمر ثقفى ، والى پيشين يمن ، كه با حجاج خويشى داشت و از طرفداران پرشور قيسيان بود ، ولايتدار عراق گرديد ؛ وى بسيارى از كارگزاران خالد و كسانى كه با وى همدلى داشتند را از كار بر كنار كرد و با ايشان بدرفتارى پيش گرفت و سرانجام توانست با سخت گرفتن بر خالد وى را از پاى درآورد . « 1 » يوسف اميدوار بود كه كسى را به ولايتدارى خراسان بفرستد كه مانند او از قيسيان طرفدارى كند ، اما هشام خود در اين كار مداخله كرد . جعفر بن حنظلهء بحرانى ، ولايتدار موقت خراسان كه اسد بن عبد اللّه قسرى اندكى پيش از مرگ بجاى خود گمارده بود بر كنار گرديد و ولايتدارى دايمى كه فرماندهء خراسانى پير اما بسيار كارديده‌اى چون نصر بن سيار بود بجاى او برگزيده شد ( 120 ق / 738 م ) . نصر به قبيلهء كنانه تعلق داشت كه از اعراب شمالى بشمار مىآمد و از قبايل وابسته به تميم بود ، اما شمار نمايندگان اين قبيله در خراسان بسيار اندك بود و نمىتوانستند پشتيبانى شخصى يا قبيله‌اى از وى بكنند . « 2 » البته در روزگار ولايتدارى نصر بود كه شالوده‌هاى قدرت و حاكميت امويان در مشرق بلرزه درآمد و سرانجام فرو پاشيد . آمد و رفت پى در پى خلفاى اموى در مغرب خواه ناخواه وظيفهء نصر در نگهداشتن نظم و آرامش را دشوار مىساخت . ازديان به سركردگى جديع بن على كرمانى هنوز در پى آن بودند كه
هامش
( 1 ) - يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص ص 8 - 387 ، 392 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص ص 285 ، 294 ) ؛ دينورى ، اخبار الطوال ، ج 1 ، ص ص 5 - 340 ، 8 - 347 ( ترجمهء فارسى ، ص 6 - 361 ) ؛ طبرى ، ج 2 ، ص ص 1812 و بعد ( ترجمهء فارسى ، ج 10 ، ص ص 4375 و بعد ) ؛ ابن اثير ، ج 5 ، ص ص 8 - 163 ، 19 - 207 ؛ ولهاوزن ، همانجا ، ص ص 9 - 358 ، 474 . ( 2 ) - يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 293 ؛ البلدان ، همانجا ؛ گرديزى ، چاپ نفيسى ، ص ص 9 - 88 ( چاپ عبد الحى حبيبى ، ص ص 18 - 116 ) ؛ ابن اثير ، ج 5 ، ص ص 70 - 168 ؛ ولهاوزن ، همانجا ، ص ص 474 و بعد ؛Caetani , Cronografia , V , P . 1508 ; Zetterste ? en , EL 1 , S . V . « NASV b . Saiyar al . laith » .