سرزمين فرستاد . قتيبه به هنگام ترك سيستان عبدر به بن عبد اللّه ليثى را نمايندهء خود در آن ولايت كرد و بعدها نعمان بن عوف يشكرى را بجاى عبدربه گماشت .
در اين هنگام است كه از اشهب بن بشر نمايندهء مستقيم حجاج در سيستان نامى در ميان مىآيد . وى براى جنگ با زنبيل بهبست در مشرق سيستان رفت . اما با زنبيل صلح كرد ؛ اقدام اشهب چندان حجاج را رنجيده و ناخرسند ساخت كه وى را بر كنار كرد ( 88 ق / 707 م ) . پس از آن بود كه قتيبه توانست برادرش عمرو را بىهيچ بيمى از گرفتارى به سيستان بفرستد . « 1 » عمرو نيز به متصرفات زنبيل حمله برد ، اما وى نيز به شرط اينكه زنبيل هر سال 400000 درهم خراج بپردازد با وى صلح كرد . به نظر نمىآيد كه حجاج هرگز درك و دريافت درستى از اوضاع مرزهاى سيستان داشته است - دشواريهاى ناحيه و لجاجت و گردنكشى گروههاى متخاصم - و اين دريافت نادرست با تسلط ماهرانهء او بر كارهاى خلافت اموى و انجام استادانهء اين كارها تناقض داشت . چون از سازش عمرو با زنبيل بخشم آمد وى را از سيستان فراخواند و قتيبه را بفرمود كه رهبرى جنگ با زنبيل را خود بدست گيرد . به روايت بلاذرى ، در اين روزها بر سر گرفتن خراج از زنبيل كه پيشتر از آن مقرر شده بود دشواريهايى پديد آمد . عمرو مىخواست كه زنبيل خراج خود را نقدى بپردازد ، اما اوضاع اقتصادى پيشرفتهء ناحيه حكايت از آن داشت كه بايد خراج را جنسى دريافت كرد .
اكنون قتيبه براى دومين بار به سيستان آمد و به تن خويش رهسپار جنگ با زنبيل گشت . وى در زرنگ به دلجويى از مردم پرداخت ، به علما توجه فراوان كرد ، و در بست سپاه خويش را گرد آورد و 2000 كشاورز و 1000 سر گاو و مقدارى ساز و برگ كشت و كار فراهم ساخت ، يعنى اميدوار بود كه در هر بخش از متصرفات زنبيل كه بتواند به تصرف درآورد كوچنشينهاى مسلمان بنشاند . زنبيل
هامش
( 1 ) - به گفتهء ابن قتيبه ، معارف ، ص 407 كثير ( به وزن فعيل يا به ضم كاف و شد ياء ) بود به حكومت سيستان فرستاده شد و عمرو حاكم رى و بلخ ( ؟ ) بود .