تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
چندين تماس ميان او و مسمع ياد مىكند . ابو كلده در اشعار خويش ولايتدار را ستود و به پاداش آن از وى صله و نيز حكومت ناشتكين ( ناشروذ ؟ ) يافت . چون مسمع خود از قبيلهء بكير بود ، به منافع و علايق گروه قبيله‌اى خود ، بويژه به طايفهء قيس بن ثعلبه توجه داشت تا اينكه ابو كلده وى را بخاطر اين رفتارش در شعر خود نكوهش كرد . پس از آن بود كه مسمع رفتار خويش را ترك كرد و طوايف شيبان بن ثعلبه و ذبيعة بن ربيعه از قبيلهء بكر را به يك اندازه طرف توجه قرار داد . مسمع اندكى پس از فرونشاندن شورش خارجى پيش گفته درگذشت و نايب و برادرزاده‌اش محمد بن شيبان ( تاريخ سيستان : سنان ) جانشين وى گرديد . « 1 » يعقوبى نام ولايتدار ديگر را اشهب بن بشر كلبى ياد مىكند و بلاذرى مىگويد كه حجاج پس از سرآمدن مدت پيمان صلح هفت ساله‌اى كه در پايان شورش ابن اشعث با زنبيل بسته بود ، يعنى در سال 92 ق / 11 - 710 م خود وى را به ولايتدارى سيستان فرستاد . اما اين تاريخ زياده دير است ، زيرا در آن هنگام پنج سال از ولايتدارى قتيبه در خراسان مىگذشت و او بىگمان تغييراتى در كاركنان دولتى سيستان داده بود . پيداست كه اين اشهب همان اشعث بن بشرير بوعى تاريخ سيستان است كه چون شناخت فراوانى دربارهء مرزهاى شرقى ايران داشت حجاج در سال 88 ق / 707 م مستقيما وى را به ولايتدارى سيستان فرستاد و در اين كار هيچ مشورت و نظرخواهى از قتيبه نكرد . « 2 » قتيبه با رسيدن به خراسان و بدست گرفتن كارها كوشيد تا دربارهء نواحى گوناگون ولايت پهناورى كه به حكومت آن رسيده بود شناختى بيابد . وى در 86 ق / 705 م از سيستان ديدن كرد و پيشاپيش برادرش عمرو بن مسلم را به اين
هامش
( 1 ) - يعقوبى ، البلدان ، همانجا ، اغانى ، چاپ بولاق ، ج 10 ، ص ص 13 - 112 - چاپ بيروت ، ج 10 ، ص ص 2 - 230 ، تاريخ سيستان ، ص ص 19 - 118 . ( 2 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 400 ، ترجمهء انگليسى ، ج 2 ، ص 670 ( ترجمهء فارسى ، ص 278 ) ؛ يعقوبى ، البلدان ، همانجا ؛ تاريخ سيستان ، ص ص 20 - 119 ؛Caetani , Cronografia , V , P . 1119 .
تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 146 | ادموند كليفورد باسورث / حسن انوشه