كه از جدّى بودن خطر هراسان شده بود پيشنهاد كرد كه مسلمانان دو مليون درهم خراج بگيرند و با وى صلح كنند ( 92 ق / 711 م ) . قتيبه انديشيد كه اين نمايش قدرت تأثير سودمندى داشته است و در اين هنگام به خراسان بازگشت . وى عبدربه بن عبد اللّه را يك بار ديگر به حكومت سيستان گماشت ، اما پس از آنكه بدگمان شد كه عبدربه در امور مالى سوء استفاده مىكند ، وى را از حكومت سيستان برداشت و بارى ديگر نعمان بن عوف را ولايتدار اين سرزمين كرد . در اين هنگام بود كه حجاج و وليد هر دو چشم بر جهان فرو بستند و موقع قتيبه در خراسان لرزان و متزلزل گرديد . « 1 »
از اين هنگام زمان كوتاهى مشرق زير سلطهء مهلبيان كه طرفدار يمنيان بودند درآمد . يزيد بن مهلب نخست برادرش مدرك را به سيستان فرستاد ( 97 ق / 16 - 715 م ) . او چون دربارهء شايستگى مدرك در درآويختن با زنبيل حيلهگر كه آشكارا از پرداخت خراج سر باز مىزد ترديد داشت ، وى را از ولايتدارى سيستان بر كنار كرد و پسر خود معاويه را بجاى او فرستاد . اما معاوية بن يزيد نتوانست چيزى مگر بخش اندكى از خراج مقرر را از زنبيل بگيرد . « 2 » در صفر 99 ق / سپتامبر 717 م كه عمر بن عبد العزيز خليفه گرديد ، جراح بن عبد اللّه حكمى عهدهدار ولايتدارى خراسان و سيستان گرديد و سباك ( يعقوبى در البلدان از وى به نام سيال ياد مىكند ) بن منذر شيبانى را نمايندهء خود در سيستان كرد . ولايتدارى
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، همانجا ؛ يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 343 ( ترجمهء فارسى ، ص 59 ) ؛ تاريخ سيستان ، ص ص 21 - 119 ؛ ابن اثير ، ج 4 ، ص 451 ؛Caetani , Cronografia , V , P . 1119 ; The Arab Conquestsin Central Asia , PP . 31 - 2 .بر خلاف منابع عربى ، تاريخ سيستان سفر دوم قتيبه به سيستان را در نيمهء دوم سال 94 ق / تابستان 713 م قرار مىدهد .
( 2 ) - بلاذرى ، همانجا ؛ يعقوبى ، البلدان ، ص ص 4 - 283 ، ترجمهء انگليسى ، ص 94 ( ترجمهء فارسى ، ص 59 ) ؛ تاريخ سيستان ، ص ص 2 - 121 ؛Caetani , Cronografia , V , P . 1191 .