تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
مركز امپراتورى بزرگ اما زودگذرى در مشرق گرديده است . حجاج با فرونشاندن شورش ابن اشعث توانست موقع خويش را در مشرق استوار سازد . وى به دست مهلبيان كه در ظاهر فرمانگزار او بودند پايه‌هاى قدرت خود را در خراسان نيز استوارى بخشيد ، اما مهلبيان چندان قدرت يافته بودند كه كنار گذاشتن آنان بسيار دشوار بود . مهلب در پايان سال 82 ق / ژانويهء 702 م كه هنوز ولايتدار خراسان بود درگذشت . حيثيت و اعتبار مهلب در مقام شكنندهء خوارج فارس و نگهبان قدرت و حاكميت امويان در مشرق پس از سرآمدن روزگار كوتاه استيلاى زبيريان بر اين منطقه ، وى را قادر ساخت كه در آستانهء مرگ خويش ، پسرش يزيد را بجاى خويش به ولايتدارى بگمارد . تنها كارى كه عبد الملك و حجاج توانستند بكنند اين بود كه اين انتصاب را تصويب كنند ، بويژه كه شورش ضداموى موسى بن عبد اللّه بن خازم كه بقايايى از اغتشاشهاى دورهء زبيريان بود ، هنوز در ترمذ ايستادگى مىكرد . « 1 » در روزهاى شورش ابن اشعث ، يزيد محتاطانه رفتار مىكرد ، اما بىگمان وى و همقبيلگان ازدى و ربيعى او در خراسان كه از او پشتيبانى مىكردند با عناصر اشراف عرب كه بسيارى از آنان يمنى بودند و از ابن اشعث حمايت مىكردند همدلى داشتند . چنان كه پيش از اين ديده‌ايم ، يزيد به دعوت ابن اشعث براى پيوستن به قيام سپاه طاوسان پاسخ رد داد و او را نكوهش كرد كه از غزاى با زنبيل بگرديده خون مسلمانان را مىريزد . همچنين گويند كه وى دربارهء استراتژى ايستادگى در برابر تهاجم شورشيان به عراق حجاج را پندى خردمندانه داد ، اما حجاج پند او را به گوش نگرفت و در نتيجه بر كران دجيل از ابن اشعث شكست يافت . « 2 » اما
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 417 ، ترجمهء انگليسى ، ج 2 ، ص 700 ( ترجمهء فارسى ، ص 300 ) ؛ طبرى ، ج 2 ، ص ص 3 - 1082 ؛ ابن اثير ، ج 4 ، ص ص 2 - 281 . در كتاب طبرى آمده كه مهلب مىخواست پسر محبوب خود حبيب را نامزد جانشينى خود در ولايتدارى سيستان كند ، و يعقوبى در تاريخ ، ج 2 ، ص 330 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 227 ) آنجا كه مىگويد مهلب بواسطهء نخوت و لافزنى يزيد نمىخواست وى را جانشين خود سازد ، سخن طبرى را تأييد مىكند . ( 2 ) .. Baladhuri , Anonyme arabische Chronik , PP . 329 , 332 , 335 - 6 , 338 ;-