بدين ترتيب داستان شورش سپاه طاوسان بپايان رسيد و سلطه و حاكميت امويان بارى ديگر به سيستان بازگردانده شد . با فروماليدن قيام ابن اشعث و ياران او بسيارى مخالفتهايى كه اشرافيت عرب با گسترش قدرت حجاج در مشرق جهان اسلام مىكرد از ميان برداشته شد و گرايش ديرپايى آغاز گرديد كه طرفدار غلبه و تسلط گروه عرب شمالى يا قيس كه عموما از حجاج هوادارى مىكرده در اين منطقه بوده است . تنها در خراسان بمعنى دقيق كلمه بوده كه يزيد بن مهلب و اهل قبيلهء ازدى او در مقام پشتيبانان آرمان يمنيان در مشرق باقى ماندند . اما تازيان در مبارزهء با زنبيل پيشروى نكردند و از شكست جيش الفناء در روزگار ولايتدارى عبيد اللّه بن ابى بكره هنوز انتقام نكشيدند .
5 - حجاج و مهلبيان
در سالهاى نخست سدهء دوم هجرى / هشتم ميلادى اعراب سيستان و بست در واقع به مرزهاى نهايى گسترش ارضى در جهت مشرق كه به افغانستان جنوب كوههاى هندوكش منتهى مىشد رسيدند . تا برآمدن صفاريان كه بيش از يك سده و نيم پس از آن روى داد ، مرزهاى شرقى اسلام تغييرى نيافت و جريان اسلامپذيرى افغانستان اساس در روزگار فرمانروايى شاهان نخست غورى بپايان رسيد . سرسختى و ارادهء ايستادگى شاهزادگان بومى جنوب افغانستان به پيشوايى زنبيلها توانست راه پيشروى تازيان را ببندد .
در درون ولايت سيستان ناسازگاريهاى سياسى و فرقهاى بيش از پيش بر درگيريهاى تازيان و ايرانيان بومى افزود . اين ولايت آخرين پناهگاه بزرگ خوارج در مشرق گرديد . خوارج احتمالا هرگز اكثريت جمعيت سيستان نبودند ( اگرچند
هامش
-Caetani , Cronografia , IV , PP . 994 , 1019 , 4026 - 7 .ظاهرا گزارش تاريخ سيستان خلاصه و تركيب دو گزارش طبرى ( از ابو مخنف و ابو عبيده ) با جزئياتى اضافى است كه مىگويد نام مردى كه وى را به ابن اشعث زنجير كرده بودند و با او از بام فرو افتاد ابو العنبر بوده است .