تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
در سيستان سكونت داشتند و ساكنان بومى آن اشاره دارد . « 1 » هنگام عبور نيروهاى ابن اشعث از كرمان و فارس نيروهاى تازه‌اى به آنها پيوسته تقويتشان كردند . ولايتداران اموى اين نواحى از محل حكومت خود بيرون رانده شدند . ابن اشعث ولايتدارانى از خود بر اين نواحى گماشت و خزاين محلى را به سود خود ضبط كرد . در فارس ، ابن اشعث به نام خود سكه زد و سكه‌هاى موجود وى در سكه‌خانه‌هاى بيشاپور ( سال 82 ق / 701 م ) و دارابگرد ( سال 70 يزدگردى - 2 - 81 ق ) ضرب شده‌اند . « 2 » تا اين هنگام قيام آشكارا در جهت مبارزه با زورگويى و ستمكارى حجاج حركت مىكرد ، اما از اين هنگام بىپرده به جنبشى ضداموى مبدل گرديد . يكى از شاعران ابن اشعث ، دختر سهم بن غالب هجيمى مىباليد كه « نيروى شاهى از خاندان مروان و ثقفى رخت بسته است ( يعنى حجاج سلطهء خود را از دست داده است ) » . « 3 » از اطلاعات فرعى جالب دربارهء زوال منابع نظامى و نيروى انسانى سيستان در مقايسه با خراسان ( بر خلاف چند دههء پيش از آن‌كه اوضاع برعكس بود ) در سفارش خالد بن يزيد بن معاويه به خويشاوند نگرانش عبد الملك ديده مىشود كه مىگويد كه خطر سپاه سيستان چندان نيست كه نگران‌كننده باشد ، اما اگر آتشى در خراسان بلند شود واقعا مايهء هراس است . « 4 » در واقع ، شورش ابن اشعث تهديد خطرناكى براى دولت اموى بود ، زيرا بصره و كوفه از آرمان او پشتيبانى مىكردند . تنها هنگامىكه نيروهاى شامى توانستند وى را در نبردهايى چون جنگ دير الجماجم و مسكن بر كران دجيل بشكنند ، ناگزير به شرق عقب نشست و به جنوب ايران رفت . حتى در آن هنگام نيز عقب‌نشينى ابن اشعث چنان نبود كه آن را شكست و هزيمت دانست . سردار حجاج ، عمارة بن تميم لخمى و پسر
هامش
( 1 ) - طبرى ، ج 2 ، ص 1165 . ( 2 ) .. Walker , A Catalogue of the Arab - Sassanian Coins , PP . lxiii - lxiv , 117 .( 3 ) - بلاذرى ، همانجا ، ص ص332 - 4. ( 4 ) - همان ، ص 337 ، طبرى ، ج ص 1059 ؛ ابن اثير ، ج 4 ، ص 373 .