ميان رهبران نخستين شورش توانگر عراقى مولى فيروز حصين ، اصلا از مردم سيستان بود كه به گزارش تاريخ سيستان مردى بزرگ بوده است . اما حجاج وى را با سختدلى و سبعيت فراوان بكشت بىآنكه بتواند بر ثروت انبوه او دست يابد . « 1 »
سپاه طاووسان آماده گشت تا راه مغرب پيش گيرد و حجاج را از ولايتدارى عراق و مشرق بردارد . به روايت خلف بن سالم و احمد بن ابراهيم كه منابع بلاذرى هستند ، ابن اشعث به مهلب بن ابى صفره در خراسان نامه كرد ، و به عنوان پشتيبان قديم زبيريان از وى خواست تا در جنگ با حجاج به او بپيوندند ، اما مهلب مغرورانه پاسخ داد كه « من آن نيستم كه پس از هفتاد سال زندگى خيانت ورزم » ، و نامه را پيش حجاج فرستاد . همچنين ابو عبيده مىگويد كه هنگامى كه ابن اشعث به جنوب ايران تاخت ، مهلب به او نامه كرد و او را نكوهيد كه از جهاد با كافران بگرديده و جنگ خانگى در ميان مسلمانان برپا كرده است . « 2 » ابن اشعث عياض بن هميان ( يا ابن عمرو يا ابن همان ) بكرى سدوسى و عبد اللّه بن عامر بعارى تميمى دارمى را به جانشينى خود در سيستان برگزيد و اولى را به حكومت بست و دومى را به حكومت زرنگ گماشت . همچنين وى با زنبيل صلح كرد با اين شرط كه اگر ابن اشعث پيروز گردد از زنبيل خراجى نستاند و اگر شكست بخورد زنبيل وى را از خشم حجاج پناه دهد . « 3 » احتمالا در همين ايام بود كه برخى از بوميان سيستان به ابن اشعث پيوستند ؛ عبارت طبرى كه مىگويد من تبعهم ( يعنى سپاه طاوسان ) من اهل سجستان و اهل البلاد ، احتمالا به اعرابى كه
هامش
( 1 ) - مقايسه كنيد با مبرد ، كامل ، ج 3 ، ص ص 3 - 352 ؛ ابن قتيبه ، معارف ، ص 337 ؛ طبرى ، ج 2 ، ص ص 20 - 1119 ، 1122 ( ترجمهء فارسى ، ج 8 ، ص 3733 ، 3736 ) ؛ گرديزى ، چاپ نفيسى ، ص 76 ( چاپ عبد الحى حبيبى ، ص 110 ) .
( 2 ) .. Baladhuri , Anonyme arabische Chronik , PP . 329 , 332 , 335 - 6 ;تاريخ سيستان ، ص 115 .
( 3 ) - بلاذرى ، همانجا ، ص 327 ؛ يعقوبى ، تاريخ ، ج ، ص 332 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 229 ) ؛ طبرى ، ج 2 ، ص 1055 ؛ ابن اثير ، ج 4 ، ص 372 .