هيچيك از رهبران برجسته و قرهء كوفه نبوده كه به او نپيوسته باشد . » « 1 » اعشى همدان ( كه خويشاوند سببى ابن اشعث و مدافع سرسخت گروه يمنى بود ) در يكى از اشعارش مىبالد كه :
« پس به حجاج ، يار شيطان بگوييد
كه او ( ابن اشعث ) را نيروهاى مذحج و همدان
و قبايل بكر و قيس عيلان يارى دادهاند
و آنان به او ( حجاج ) شرنگ مرگ خواهند نوشانيد
و او را به قلمرو [ عبد الملك ] بن مروان خواهند راند » « 2 »
از سوى ديگر ، برخى از رهبران سپاه و برادران خود ابن اشعث ( اسحاق ، قاسم ، صباح و منذر ) از پيوستن به او خوددارى ورزيدند ؛ و به روايت بلاذرى عم ابن اشعث به نام اسماعيل بن اشعث از همان آغاز دربارهء گماشتن برادرزادهاش به ولايتدارى سيستان به حجاج هشدار داده بود . « 3 » بعدها كه سپاه ابن اشعث به عراق رسيد ، جهاد او با امويان موالى نبطى و ايرانى را فراخواند تا در اين مبارزه شركت جويند ، زيرا اينان از تبعيض اقتصادى و مالى حجاج نسبت به نومسلمانان ناخرسند بودند . با اينهمه شايد حق با ولهاوزن باشد كه قيام سپاه طاوسان را در اصل واكنش اشرافيت قبيلهاى كهن عرب در برابر حكومت سلطهجوى حجاج بى اصل و نسب و اعراب عراق در برابر استيلاى شام مىداند . تنها مولاى برجسته در
هامش
( 1 ) - چاپ بولاق ، ج 5 ، ص 153 - چاپ بيروت ، ج 5 ، ص 299 . گزارش كوتاه شورش ابن اشعث در اخبار الطوال دينورى نيز بر پشتيبانى قراء و عباد كوفه از اين شورش تأكيد مىورزد ( همانجا ، ج 1 ، ص 322 ، ترجمهء فارسى ، ص 337 ) .
( 2 ) - ديوان اعشى ، چاپ گير ، متن عربى ، ص 342 ؛Baladhuri , Anonyme arabische Chronik , PP . 328 - 9 ;طبرى ، ج 2 ، ص ص 7 - 1056 ؛ اغانى ، چاپ بولاق ، ج 5 ، ص ص 228 ؛ ابن اثير ، ج 4 ، ص ص 3 - 372 .
( 3 ) - بلاذرى ، همانجا ، ص ص 310 ، 8 - 326 .