مسئوليت فرعى در مشرق داشته است ، زيرا درهمى از وى پيدا شده كه در آن سال در سيستان ضرب كرد . « 1 » بكير بن وشاح پس از كوشش ناموفقى كه براى برانگيختن شورش در مرو كرد ( احتمالا در 77 ق / 7 - 696 م ) سرانجام به دم تيغ سپرده شد . اما طرفداران بكير در سال 81 ق / 700 م در اقدامى كينهجويانه بحير بن ورقاء را كه كشندهء بكير بود از پاى درآوردند . « 2 »
امية بن عبد اللّه در چهار سالى كه ولايتدار خراسان بود كوشيد تا پيروزيهايى را كه اعراب در گذشته در سرزمين امتداد جيحون داشتند بارى ديگر زنده كند ، زيرا در دورهء گذشته كه اعراب خراسان درگير كشاكشهايى ميان خود بودند « تركان » به اين سرزمين تاخته تا نيشابور پيشروى مىكردند . « 3 » اما اميه پس از پيروزيهاى اوليه در سيستان ، نتوانست شورش موسى بن عبد اللّه بن خازم را از شهر ترمذ كه دژ استراتژيكى مهم و گذرگاه جيحون بود دور سازد . و سفر جنگى سال 77 ق / 696 م به كنار جيحون به عقبنشينى شتابآميز انجاميد و نزديك بود كه شكست و رسوايى براى اميه ببار آورد . حيثيت و اعتبار اميه كاهش يافت و در سال 78 ق / 8 - 697 م عبد الملك او را از خراسان فراخواند . در اين هنگام خراسان و سيستان به قلمرو پهناور حجاج افزوده شد ( در اين باره به صفحات آينده نگاه كنيد ) . « 4 »
هامش
- ج 4 ، ص ص 281 ، 299 ؛Wellhausen , The Arab Kingdom and its Fall , Eng . tran S . PP . 421 - 3 .( 1 ) .Walker , A catalogue of the Arab - Sassanian Coins , PP . lviii , 107 .( 2 ) - طبرى ، ج 2 ، ص ص 31 - 1022 ، 51 - 1047 ( ترجمهء فارسى ، ج 8 ، ص ص 30 - 3515 ، 8 - 3674 ) ؛ گرديزى ، چاپ نفيسى ، همانجا ، ( چاپ عبد الحى حبيبى ، 108 ) ؛ ابن اثير ، ج 4 ، ص ص 61 - 359 ، 70 - 367 ؛ ولهاوزن ، همانجا ، ص ص ، 3 - 422 .
( 3 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 414 ، ترجمه ، ج 2 ، ص 696 ( ترجمهء فارسى ، ص 301 ) ؛ طبرى ، ج 2 ، ص ص 1022 و بعد ( ترجمهء فارسى ، 3515 و بعد ) ؛ گرديزى ، چاپ نفيسى ، ص 81 ( چاپ حبيبى ، ص 109 ) ؛ تاريخ سيستان ، ص 107 ؛ ابن اثير ، ج 4 ، ص ص 2 - 391 ؛ ولهاوزن ، همانجا ، ص ص 6 - 423 .
( 4 ) - به روايت اصطخرى ، ص ص 1 - 240 ؛ مقايسه كنيد با : -