در سيستان ، با مرگ يزيد بن معاويه و استقرار حاكميت نسبتا لرزان عبد اللّه بن خازم ، نمايندهء عبد اللّه بن زبير در مشرق ، وضع بىثباتى حكمفرما گرديد . پس از مرگ طلحه در سال 64 ق / 4 - 683 م دورهاى از هرج و مرج در ميان اعراب سيستان در پى آمد . سپاه طلحه كه رهبرى نيرومندش را از دست داده بود حاضر نبود تن به طاعت يزيد يا معاويهء دوم دهد و فرماندهان گوناگون خود را كد خدايان محلات زرنگ و شهرهاى اطراف كردند . عبد اللّه پسر طلحه ناگزير شد كه زرنگ را ترك گويد و ابو صالح بن ربيع قريشى نامى ( شكل دقيق نام وى روشن نيست ) كدخداى محلهء اطراف باب الطعام گرديد ؛ و كيع بن حسان بن قيس بن ابو سعد تميمى كه يكى از امراى سپاه سلم بن زياد بود ، اما منابع او را صعلوك ولص ( راهزن ) توصيف كردهاند كدخدايى محلهء اوق يافت ؛ عبد المجيد بن جميل در خواش قدرت گرفت ؛ عبد اللّه بن ناشرهء تميمى بر فراه دست يافت « 1 » و ناحيهء بسكر و كهندز زرنگ بىصاحب ماند . اين تقسيم حاكميت و قدرت زنبيل و همپيمانان او را كه بتازگى با شكستن يزيد و ابو عبيدة بن زياد اعراب را خوار و خفيف ساخته بودند وسوسه كرد در امور آشفتهء اعراب در سيستان و بست دخالت كنند .
بلاذرى دربارهء اين دوره مىگويد : « وى [ يعنى طلحه ] مردى از طايفهء يشكر را جانشين خود ساخت . قوم مضر وى را براندند . پس ميان اين اقوام آتش تعصب درگرفت و هر قوم در شهرى مستقر گرديد و چنان شد كه رتبيل در ملك ايشان طمع بست . » « 2 »
هامش
-Le Strange , The Lands of the eastern Califate , P . 336 .( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 360 ) ، باب الطعام ( دروازهء خواربار ) از مدينه يا درون شهر زرنگ تا زمينهاى كشاورزى اطراف امتداد مىيافت ، و در روزگار او محلهء اطراف باب الطعام پرجمعيتترين محلهء شهر بوده است .
( 1 ) - در سراسر تاريخ سيستان با املاهاى متفاوت ( بسكر ، بسكو ، لشكر و سكر ) ؛ مقايسه كنيد با تاريخ سيستان ، زيرنويس بهار ، ص 140 ، زيرنويس 6 .
( 2 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 398 ، ترجمهء انگليسى ، ج 2 ، ص 667 كه بسيار بد ترجمه شده است -