به مهلب يمنى نكوهش كرد و سلم را واداشت تا او را به ولايتدارى خراسان بگمارد و 100000 درهم از بيت المال را به دو دهد . عبد اللّه توانست به يارى قبيلهء تميم قدرت را بدست گيرد و كوششهاى رقباى گوناگون را خنثى كند . چون سلم با برادرش عبيد اللّه ( كه با مرگ يزيد ناگزير به فرار از بصره شده بود ) مناسبات تيره و دشمنانهاى داشت ، به شام نرفت ، بلكه رهسپار بصره گرديد ؛ در بصره به دست عبد اللّه بن زبير افتاد و عبد اللّه او را در مكه زندانى كرد و چهار مليون درهم از او بيرون كشيد . « 1 »
عبد اللّه بن خازم با وجود ( يا شايد به دليل ) وابستگى قديمش به قبيلهء تميم ، چندان نگذشت كه با ايشان درافتاد و بيشتر روزگار ولايتدارى او در جنگ با آنان گذشت . « 2 » وى عبد اللّه بن زبير را به خليفتى مىشناخت و پس از قتل مصعب در جمادى الاولى يا ثانى 72 ق / اكتبر - نوامبر 691 م همچنان از بيعت با عبد الملك خوددارى مىورزيد . به عبد اللّه پيشنهاد كردند كه اگر به فرمان خليفه گردن نهد هفت سال در ولايتدارى خراسان بماند ، اما عبد اللّه اين پيشنهاد را نپذيرفت و فرستاده را واداشت تا كاغذى را كه پيام خليفه بر آن نوشته بود فرو بلعد . اما اوضاع آشفتهء خراسان اكنون به سود عبد الملك كار مىكرد ، بويژه كه حكومت سختگيرانهء عبد اللّه سبب گرديد بسيارى از اعراب خراسان از وى روى بگردانند . خليفه بكير بن وشاح ، حاكم تميمى مرو را از عبد اللّه جدا كرد و او را به ولايتدارى خراسان گماشت ؛ در جنگى كه در پى آمد عبد اللّه و دو تن از پسرانش كشته شدند . « 3 »
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص ص 14 - 413 ، ترجمهء انگليسى ، ج 2 ، ص 693 ( ترجمهء فارسى ، ص 300 ) ؛ همان ، انساب الاشراف ، جb4 ، ص 76 ؛ گرديزى ، چاپ نفيسى ، همانجا ( چاپ عبد الحى حبيبى ، ص 108 ) ؛ ولهاوزن ، همانجا ، ص 416 . سلم بعدها با زدن نقب از زندان بگريخت و پيش عبد الملك رفت ؛ وى بارى ديگر به ولايتدارى سيستان گمارده شد ، اما پيش از آنكه بكوشد تا ولايت را از دست عبد اللّه بن خازم هوادار عبد اللّه بن زبير بيرون آورد در بصره درگذشت .
( 2 ) - مقايسه كنيد با ابن اثير ، ج 4 ، ص ص 3 - 171 ، 12 - 210 .
( 3 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص ص 17 - 415 ، ترجمهء انگليسى ، ج 2 ، ص ص 9 - 697 ( ترجمهء -