مسألهء رهايى سيستان از تهديدى پرداخت كه حملات زنبيل پيش آورده بود . وى در نخستين كوششهاى خود توفيقى نيافت و مسلمانان متحمل تلفات سنگينى گرديدند ؛ اما سرانجام زنبيل و نيروهاى او تار و مار شدند ، و به روايت بلاذرى ابو عفراء عمير مازنى ، سردار عبد العزيز زنبيل را بكشت . اما وظيفهء فرو خواباندن دشمنيهاى قبيلهاى و بازگرداندن نظم به سيستان هنوز باقى بود . در يكى از مراحل اين آشفتگيها عبد اللّه بن ناشره خود زرنگ را تسخير كرد و عبد العزيز را از ولايت بيرون راند ، اما عبد العزيز به يارى وكيع بن حسان دست به ضد حمله زد و سرانجام شورشگر كشته شد . « 1 »
عبد العزيز تا مرگ مخدوم اسمى خود مصعب بن زبير كه در 72 ق / 2 - 691 م روى داد همچنان قدرت را در سيستان در دست داشت . از منابع تنها يعقوبى مىگويد كه در اين هنگام عبد الملك يكى از اعضاى خاندان بنى اميه ، عبد اللّه بن عدى بن حارثه را به ولايتدارى سيستان گماشت . « 2 » چنان كه ديدهايم ، در سال 74 ق / 4 - 693 م حكومت خراسان و سيستان با هم به امية بن عبد اللّه بن خالد بن اسيد داده شد و او پسرش عبد اللّه را به ولايتدارى سيستان فرستاد . عبد اللّه به قصد نبرد با زنبيل رهسپار بست گرديد . بنا بر داستانى كه در فتوح البلدان بلاذرى آمده ، وى در آغاز پيشنهاد زنبيل را كه مىخواست يك مليون درهم به او خراج دهد و به صلح برسد نپذيرفت ، زنبيل از پيش او به نواحى كوهستانى زابلستان عقب نشست ، اما ناگهان برگشت و به جنگ با او پرداخت . عبد اللّه كه با اين ايستادگى روبرو گشت و خود را در ژرفاى سرزمينى بيگانه و دشمن مىديد
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، همانجا ( ترجمهء فارسى ، ص 276 ) ؛ تاريخ سيستان ، ص 6 - 105 ؛Caetani , Cronografia , IV , PP . 767 , 797 .عبد العزيز بعدها با وكيع درگير گرديد و او را به زندان افكند ؛ وكيع سرانجام از سيستان به خراسان رفت و در سفرهاى جنگى قتيبة بن مسلم به آسياى ميانه نقش مهمى ايفا كرد ( ابن قتيبه ، معارف ، ص ص 16 - 415 ) .
( 2 ) - البلدان ، ص 282 ، ترجمهء انگليسى ، ص 62 ( ترجمهء فارسى ، 58 ) .