و در اينجا مىرسيم به آنچه كه دربارهء امامان " اهل البيت " ( ع ) از فرزندان امام حسين ( ع ) گفته شده است كه آنها از سياست كناره گرفته ، بطور كلى از دنيا قطع رابطه نمودند ؟ ! براى پاسخ به اين پندار ، كافى است بگوئيم كه " تشيع " همانطور كه بررسى شد ، در شكل صحيح و واقعى آن ، ادامهء قيادت و رهبرى اسلامى است و زعامت اسلامى هم چيزى جز پياده كردن انقلابى كه پيامبر اكرم ( ص ) آن را آغاز نمود و تكميل بناء " امت " بر پايه اسلام نمىباشد .
در اين صورت امكان ندارد كه تصور كنيم : ائمهء شيعه ( عليهم السّلام ) از بعد سياسى " تشيع " تنازل كردند و از آن چشم پوشيدند ؟ مگر اينكه از خود " تشيع " چشم پوشيده باشند ! ! !
آنچه كه اين محققان ! را به چنين پندارى واداشته ، اينست كه ديدهاند آنها بر ضد وضع موجود قيام مسلحانه نكرده و دست به اسلحه نبردهاند ؟ !
چنين قضاوتى در حقيقت حاكى از نقص و كمبودى است در انديشه و فهم خود آنها ، نسبت به " سياست " ، زيرا بعد و جانب سياسى مكتب و نظامى اعم از " مبارزه و قيام مسلحانه " است و اينها علىرغم اين مفهوم و معناى وسيع و گستردهء " سياست " ، آن را در مفهوم محدودى كه تنها
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٩٨