نيست و ما دام كه آن قدرت از طرف پايگاههاى ملى هشيار تقويت نگردد ، انقلاب و تحولى كه اسلام خواسته است ، محقق نخواهد شد .
پايگاههائى كه به اهداف اسلامى ايمان داشته و پىبرده باشند كه چنين قدرتى لياقت و شايستگى حكومت را دارد ، و نيز قدرتها و پايگاههائى كه در راه حمايت از چنين حكومتى از هيچ فعاليت و كوششى دريغ نورزند و نقاط مبهم و تاريك آن را براى تودهء مردم روشن ساخته و در برابر فشارهاى گوناگون مقاومت كنند .
آن زمان كه شيعه را در نيمه قرن اول ، بعد از وفات رسول خدا ( ص ) از حكومت بازداشتند ، " رهبرى شيعه " از راهى كه خود بدان ايمان داشت كوشيد كه حكومت را در دست گيرد . راه آن بود كه احراز قدرت و در دست گرفتن حكومت و رهبرى جامعهء اسلامى ، مىبايستى بوسيله پايگاههاى ملى هشيار و يا در راه هشيارى ، انجام شود ، قدرتهائى كه از مهاجر و انصار و تابعين تشكيل شده باشد .
ولى بعد از نيمقرن ديگر ، آنگاه كه از آن قدرتها اثرى باقى نماند و نسلهائى پا گرفت كه در اثر انحراف از مسير اسلام ، سرتاپا در منجلات شهوات و بهرهورى از خواهش دل فرورفته بودند ، ديگر " جنبش تشيع " در دست گرفتن
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٠٠