آنگاه كه خلافت اسلامى ، بعد از خلفاء سهگانه و پس از قتل عثمان به امام على بن ابى طالب ( ع ) رسيد و اين ولايت و زمامدارى در صف مسلمانان جهان ، به عنوان خليفهاى لايق و شايسته پس از آن سه خليفه مورد تصويب و امضاء قرار گرفت بدين مفهوم نيست كه اين ولايت يك تشيع روحى و يا يك تشيع سياسى است ، بلكه " ولايت امام " داراى چنان مفهوم وسيع و گستردهاى بود كه هم تشيع روحى و هم تشيع سياسى را باهم و در كنار هم با يك معيار از اعتبار و اهميت دربر مىگرفت . . .
و از طرف ديگر ملاحظه مىكنيم كه امام ( ع ) در زمان خلافت " ابو بكر و عمر " بر تعدادى از بزرگان صحابه از قبيل " سلمان و ابو ذر و عمار ياسر " ، ولايت روحى و رهبرى فكرى داشت . اما اين نيز بدان معنا نيست كه بعد " تشيع روحى " از بعد سياسى آن جداست ، بلكه برعكس اين خود حاكى از ايمان و اعتقاد اين گروه از صحابه است به زعامت و خلافت فكرى و سياسى " امام على ( ع ) " بعد از وفات رسول اكرم ( ص ) .
ولايت روحى امام ( ع ) بر اين گروه چيزى جز بازتاب ايمان آنها به جنبهء فكرى زعامت همهجانبهء امام ( ع ) نيست
بنابراين ، نظريه تجزيه و تقسيم " تشيع " به روحى و سياسى به شكل مجزا و جداى از يكديگر با واقعيت سازگار نيست
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٩٦