و اينگونه پنداشتهاند كه " تشيع روحى " ، ازنظر زمان ، بر " تشيع سياسى " مقدم است و پيشوايان شيعهء اماميه ، از فرزندان امام حسين ( ع ) پس از فاجعهء سياسى كربلا ، عزلت و انزوا اختيار نموده ، از دنيا قطع رابطه كرده و به ارشاد خلق و عبادت خالق پرداختند ؟ !
اما حقيقت اين است كه " تشيع " ، از روز ولادت ، در هيچ زمان و موقعيتى يك انديشه و طرز تفكر روحى محض نبوده ، بلكه همانطور كه در بحث " انگيزهها و عوامل ميلاد تشيع " توضيح داديم ، اساسا " تولد تشيع در حمايت اسلام ، به اين شكل صورت گرفت كه مىخواست امام على بن ابى طالب ( ع ) را ، بعد از نبى اكرم ( ص ) ، بر مسند قيادت و زعامت فكرى و سياسى امت اسلامى بنشاند و به همين دليل بههيچوجه نمىتوانيم در نظام جامع الاطراف و بههمپيوستهء " تشيع " بعد روحى را از بعد سياسى جدا سازيم ، همانطور كه در خود " رسالت اسلامى " چنين انفكاك و انفصالى ممكن نيست .
پس " تشيع " با اين معنا و محتوى ، كه طرح و سيستمى است براى حمايت و حفظ آيندهء اسلام ، آيندهاى كه هم نياز به مرجعيت فكرى و هم زعامت سياسى ، بطور مساوى دارد ، قابل تجزيه نيست مگر اينكه خصيصه و ويژگى خود را از دست بدهد !
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٩٥