" قيام مسلحانه " را شامل مىگردد ، اطلاق نموده و جنبهء سياسى " تشيع " را هم به همين مفهوم محدود گرفته ، در نتيجه چنين استنباط نمودهاند كه چون امامان شيعه ( عليهم السّلام ) بعد از واقعهء كربلا دست به اسلحه نبردند و قيام تند مسلحانه را كنار گذاردند ، پس از سياست كناره گرفته ، دنيا را به دنيا داران ! واگذار نموده و فارغ از سرنوشت " تودهء مظلوم " ! به عبادت و زهد و عرفان پرداختند ؟ ! « 39 »
وانگهى ، نصوص و روايات فراوانى از ائمه ( عليهم السّلام ) وجود دارد مبنى بر اينكه امام وقت ( ع ) ، هميشه آماده و مستعد بوده كه در صورت قدرت و توانائى بر تحقق اهداف اسلامى و وجود ياران و انصار معتنابه و قابل توجهى ، هرآن مبارزهء مسلحانه را آغاز نمايد .
ما هنگامى كه مسير كوششهاى شيعه را دنبال مىكنيم مىبينيم كه " رهبرى شيعه " كه در ائمهء اهلبيت مجسم و متبلور بود ، اعتقاد داشت كه تنها قدرت را در دست گرفتن كافى
هامش
( 39 ) - راستى كه چه پندار غلط و خطرناكى ؟ ! و چه اتهام غير واردى ؟ ! و در عين حال چه اندازه مخدر و باب مذاق استعمارگران و جباران !
مخصوصا " اگر از طرف خودمانىها هم مطرح شود و باآبوتاب و طمطراق هم مورد اثبات قرار گيرد ! !