قائلم اما به خود اجازه مىدهم كه بخاطر ارزش بيشترى كه براى حقيقت قائلم ، ارسطووار ، انتقاد كنم و آن ، طرح همان مسئلهى اساسى است كه پيشازاين بدان اشاره كردم يعنى تفسير و تحليل ساده و سطحى مجموعهء رويدادها و رابطهها و شخصيتها و نقشهاى سياسى است كه در صدر اسلام و در متن انقلاب اسلامى و بطن جامعهء مهاجر و انصار و در رابطههاى فردى و گروهى و مبارزات پنهان و پيداى پس از مرگ پيامبر رخ داد و به ظهور تشيع و دو قطبى شدن امت ، تحت عنوان شيعه و سنى منجر شد .
نويسنده دانشمند ، هم در طرح و هم در تحليل اين رويداد بزرگ و ريشهدار ، تا حد اعجابآور و خطرناك - به تعبير خلبانان ارتفاع خويش را كم كرده و آنهم به صورت يك " سقوط آزاد " .
ما غالبا " دچار اين نوسانهاى شديد هستيم ، از آنسو ، گاه چندان در بدانديشى و كينهتوزى و تعصب و انحطاط فكرى و فرقهاى پيش مىتازيم كه نهتنها از منطق علمى ، كه از موازين اسلامى و حتى اصول اخلاقى و انسانى هم خارج مىشويم و به تعبير يكى از روحانيون كه اتفاقا " عالم هم هست و با تاريخ و تحقيق آشنا ، اختلاف شيعه و سنى را تا آنجا كش
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٥٩