تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
3 - تا اينجا ، سخن از كيفيت تعبيرها و روش استدلال و استناد بود ، اما در اينجا ، آنچه مىخواهم مطرح كنم يك مسئله‌ى اساسى و حتى اساسىترين مسئله است و با همه ارزشى كه براى نويسنده محقق و شيعه‌شناس آگاه و متخصص كتاب
هامش
بقيهء زيرنويس از صفحهء قبل اثبات اصل " وصايتى " است كه بطلان راه و روش اكثريت سقيفه‌اى را محقق مىسازد . حال اگر پيرامون نظام " شورى " در نزد اين گروه يك مبنا و اصل قانونى و يك مفهوم ذهنى ايدئولوژيكى وجود داشت ، براى توجيه و صحت عمل و موضع خود چرا بدان استناد نكردند ؟ اين است كه يكى از دلائل بارز و متقن نفى " شورى " در متن اسلام و بعنوان شكل ارائه‌شده و مشخص شده‌اى براى حكومت اسلامى ، عدم وجود آن در ذهن گروندگان نخستين است و چرا نتوانيم به آنها استناد كنيم و حال‌آنكه بدان عمل كردند و اگر چنين قانونى در نزد آنها بود ، بطور طبيعى براى توجيه عمل خود و اسلامى كردن آن ، بدان استناد مىجستند . . . ( ح ) * *
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 158 | السيد محمد باقر الصدر / على حجت كرمانى