على را پرچمى كردهاند و شعار دعوتى تا مدينه را پر از سواره پياده سپاه شرك و اشرافيت و جاهليت كنند و بنياد اسلام و امت اسلام و سرنوشت نهضت اسلام را از بيخ و بن بركنند و البته ، شيوخ دار الندوهء قريش تكيهگاهشان و كارگردانانشان غوغاى بنى غطفان ، جمعيتشان پايگاه خيبر و يهود بنى قريظه و بنى قيقاع و بنى نضير در خارج و داخل بازار مدينه ، از كمكهاى مالى و فكرى قابل ملاحظهاى در انجام اين نقشه ، به اين منافقين كه بر عبد اللّه بن ابى گرد آمدهاند ، دريغ نمىكنند .
بااينهمه ، در يك كار تحقيقى ، علمى و بهويژه آنجا كه پاى حقيقت اعتقادى و ايمانى - و به تعبير امروز ايدئولوژيك در ميان است ، هيچ مصلحتى را نبايد اجازه داد كه بر قضاوت ما اثر بگذارد ، زيرا در اين راه ، " هيچچيز ، جز نفس حقيقت مصلحت نيست ، " و به همان گونه كه همچون اين دستاربندان هتاك و هوچى و جعال كه جهانبينىشان به وسعت محلهشان است و امت اسلامى برايشان ، عبارت است از همان چند خرده كاسب بازار - آنهم زواياى تاريك و نمور آن ، گوشهها و تههاى بازار كه هيچگاه پرتو نورى نمىگيرد و هواى آزادى به آنجا نمىرسد - و احيانا " چند خردهمؤمن دروهمسايه
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٦٢