تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
و اقرب . مىخواهم بگويم آنها كه به مصلحت سياسى " وصايت " را براى پامال كردن حق على كتمان كردن ، براى پامال كردن شانس سعد بن عباده ، چرا ممكن نباشد كه " شورى " را ناديده و ناشنيده و نافهميده انگارند ، درست به همان گونه كه وصايت را ؟ اگر به نحوهء عمل و شيوهء رفتار سياسى و طرز فكر و استدلال و بطور كلى كيفيت تلقى و برداشت و طرح مسئله جانشينى و رهبرى و مسئوليت سياسى اين شخصيتها كه كارگزاران اصلى نمايش سقيفه و تركيب‌بندان اساسى تاريخ اسلام و سرنوشت امت پس از مرگ پيامبر ( ص ) بودند بخواهيم استناد كنيم و براى كشف حقيقت و فهم فلسفهء حكومت آن‌چنان‌كه اسلام مىخواسته و پيامبر مىانديشيده و مىگفته - به آنها استدلال نمائيم ، شما خوب مىدانيد كه به استنتاجى خواهيم رسيد كه به سود شيعه نخواهد بود و اساسا " ، چنين استدلالى و اتخاذ چنين شيوه‌اى در تحقيق ، به همان اندازه كه با نگرش شيعى بيگانه است ، با روش علمى نيز سازگار نيست ، چه ، موضوع اساسى در اين زمينه ، ترديدى است كه در " صداقت سياسى " اين رجال وجود دارد ، رجال مهاجر و مجاهدى كه در رابطه با پيامبر ، چهره حوارى دارند