هامش
جنايتى بزرگ است كه بخواهيم حق يار غار پيامبر و تنها كسى را كه از نخستين دسته مهاجران با او همراه بود ناديده بگيريم ، ما بايد او را بزرگ بداريم و هنگام داورى دربارهء وى از عدالت به يكسو نشويم و ازروى عاطفه قضاوت نكنيم . . . مؤلف عاليقدر و محقق ما هم در پژوهش خود از همين روش بهره جسته ، آنگاه كه مىخواهد صحابهء رسول اللّه ( ص ) را با بذرهاى ساير رسالتها مقايسه كند ، آنها را بارورترين بذرها مىداند و شايستهترين گروههائى كه مىتوانند " رسالت و آئينى " را به ارث برند ، اما آنجا كه پاى مقايسه آنها با على ( ع ) به ميان مىآيد ، آنها را بههيچوجه لايق و شايسته مقامى نمىداند كه بتوانند انقلاب اسلامى را پيگيرى كنند و حامل نور اسلام باشند . . .
چرا آنها را با قيصرها و كسراها و زمامداران و سياستمداران جهان مقايسه كنيم كه مسلما " از آنها لايقتر و پاكتر و فداكارتر بودند ، مسئله كمشانسى آنها مطرح نيست كه در مقابل على ( ع ) قرار گرفتهاند ، جان كلام اينست كه تداوم انقلاب اسلامى در راه تبديل " انسان جاهلى " به " انسان اسلامى " و ريشه كن كردن عناصر اجتماعى و اخلاقى و فرهنگى جاهليت و اشرافيت كه بقول شما هنوز در اعماق جامعهى نوپاى مدينه