هامش
در يك سطح بيانگاريم ؟
اين چه بىاعتبارى و تحقيرى نسبت به كار انقلابى پيامبر است كه ما بگوئيم " ابو ذر غفارى " شاگرد راستين مكتب اسلام و نمونهى بارز و صادق و تجسميافته انقلاب و ايدئولوژى اسلامى است ، اما " حكم بن ابى العاص " چنين نبود تا آن روشنفكر آزاد هم كه مىخواهد پيرامون انقلاب اسلامى و تربيتيافتگان مكتب اسلام ، مطالعه كند ، گرفتار حيرت و تضاد نگردد .
شما شايد بيش از هركس ديگر بدانيد كه اگر ما بخواهيم ميان دستپروردگان رسول اكرم ( ص ) و تربيتيافتگان انقلاب اسلامى تساوى برقرار كنيم و ميان آنها تميز قائل نشويم و " مقداد و عثمان " هر دو را صحابهء رسول ( ص ) و از نتايج انقلاب اسلامى بشمار آوريم ، به چه نتيجهى فاجعهبارى نسبت به بىاعتبارى نهضت اسلام و كار انقلابى پيغمبر ( ص ) خواهيم رسيد !
علامه امينى در " ج 7 الغدير / صفحهى 74 ) در عين اينكه روايات مجعول دربارهء ابو بكر را كه بيشتر از طرف دربار معاويه جعل شده بود ، مورد نقد عالمانه و دقيق قرار مىدهد مىنويسد :