تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
هامش
و حكومتها نيز تنها چهار مذهب فقهى را ، از چهار مجتهد به رسميت شناختند و " باب اجتهاد " را مسدود كردند ، و بسيارى از نتايج فاجعه‌بارى كه اين كج‌فكريها ، كج‌رويها و غرض‌ورزيهاى برخى از صحابه‌ى رسول اللّه ( ص ) براى جامعه‌ى اسلامى ببار آورد ، و اما آنچه كه دربارهء تحقير صحابه مرقوم فرموده‌ايد . بايد عرض كنم كه : بحث و تحقيق و غوررسى پيرامون يك واقعيت تاريخى آن‌هم بقول خود شما اساسىترين و بنيادىترين مسأله‌اى كه بعد از رحلت رسول اكرم ( ص ) ، مطرح است ، بجز دشنام‌گويى و يا تحقير صحابهء پيامبر است ، آن‌طور كه معمول برخى از عالمان عصر صفوى بود و اكنون نيز سرمايه عده‌اى كه به غير از دشنام و فحش و ناسزا ، سرمايه‌اى ندارند . مؤلف اين كتاب هيچگاه درصدد آن نيست كه جان‌فشانىهاى بىدريغ و طاقت‌فرساى صحابه رسول رسول‌الله ( ص ) را به هيچ انگاشته و ناديده بگيرد ، بلكه مقصود نماياندن چهره تابناك حقيقت است هرچند كه به مذاقها تلخ آيد . ملاحظه بفرمائيد مرحوم علامه امينى در ( ج 6 الغدير - صفحه 82 ) صريحا " مىنويسد : ما منكر فقاهت و عالم بودن عمر بن الخطاب نيستيم