تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
ابو ذر و حجر و حر و تمامى ارزشهاى اهل‌بيت و شخصيتهاى تشيع و رسالت تاريخى و جهانى و انسانى على بگويم و بنويسم و آنچه در اين راه اندوخته‌ام قساوت قاسطين است و خيانت ناكثين و جهالت مارقين و اين هر سه ، سه دليل قاطع بر اينكه نشان راه را از همين " معلم الطريق " گرفته‌ام و بر راه على رفته‌ام و شيعه حقير ولى وفادار على بوده‌ام و سرنوشتم و سرگذشتم شاهد صدقم و نشان درستى را هم و آنگاه كسانى كه خود را محب على ( ع ) و پاسدار ولايت على ( ع ) و مروج تشيع و متخصص معارف اهل‌بيت و حامل علوم ائمه اطهار مىشمارند و اساسا " حرفه‌شان اينست و مقام و لباس رسمى آن را صاحب‌اند ، مرا دشمن على و منكر ولايت و برهم‌زننده اساس تشيع و حتى معاند اهل‌بيت و خصم فاطمه و حسين و امام و امامت و وصايت مىشناسانند . . . نمىتوانم بگويم كه اين‌ها اساسا " نه دين دارند و نه ذره‌اى مهر على و نه اندكى شناخت و ايمان شيعى و مقصودشان از " اهل‌بيت " كه من حقشان را غصب كرده‌ام و ارادت مردم را نسبت به آنها از ميان برده‌ام . اهل‌بيت خودشان " است كه آگاهى و بيدارى مردم به وضع اجتماعى و بخصوص اقتصادىشان لطمه زده است و . . . نه ، نمىتوانم