تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
اين را بگويم ، از طرفى نمىتوانم اين آتش على ( ع ) را كه تمام جانم را گداخته و تمام عمرم را سوخته و تمام زندگىام را خاكستر كرده و قلمم را قنبر ساخته ، انكار كنم ، پس تنها راه اينست كه به هر دو حق بدهيم . هم به خودم و هم به آنها و بگويم : به آنچه شما ايمان داريد من ندارم و به هرچه من ايمان دارم شما مؤمن نيستيد و به هرچه شما ايمان داريد من مؤمن نيستم ، و به هرچه من ايمان دارم شما مؤمن نيستيد ، لكم عليكم ، ولى على . . . جبهه‌ى ما قيل و قال و فحش و فحش‌كارى و مجادله‌هاى بىثمر و حقير با صف . . . نيست ، فاجعه‌هاى سهمگين و ريشه‌براندازى است كه با سلاح و توش و توان قدرتهاى جهانى ، علم ، تكنولوژى ، سرمايه‌دارى ، فكر ، فلسفه فرهنگ ، هنر ، رفاه و مصرف‌پرستى تجهيز شده‌اند و كمر به " محو اسلام " و " مسخ مسلمانان " بسته‌اند و چه هوشيارانه ، عميق ، قوى و موفق ، دشمنان ما در اين عصر امپرياليسم است ، ماترياليسم است و سرمايه‌دارى ،