. . . من از كلاس چهارم پنجم دبيرستان كه دانشآموزى پانزده شانزده ساله بودم تا اكنونكه خانهنشين شدهام و بازنشسته ، با عشق ابو ذر زندگى كردهام و طبيعتا " نفرت از عثمان قاتل ابى ذر . . . ناگهان . . . مىبينم قاسطين از " لا " كه آرم پشت جلد كتابهايم است و سمبل " لا " در شعار توحيد " لا إله الا اللّه " و در جواب على به عبد الرحمن و عليه عثمان ، مذهبى استخراج مىكنند كه مذهب من است و در آنيك ابو بكر و يك عمر و دو عدد عثمان از توى حقهء چشمبندى و جادوشان بيرون مىآورند و مىشوم مؤسس مذهبى در اسلام كه دو عثمان دارد و يك على هم ندارد . .
منى كه شايد اولين كسى باشم كه نفرت از عثمان را با اين شدت ، با شدت عشق به ابو ذر ، در ميان نسل جوان و روشنفكر اين مملكت پخش كردهام ، به عنوان سنى بى على و دو عثمانه ، به مردم معرفى مىشوم .
من قلم ادبى و رشتهء جامعهشناسى و تخصص علمىام را در فلسفهء تاريخ رها كردهام تا همه از على و فاطمه و حسين و زينب و انتظار موعود و شهادت و امامت و امام سجاد و فلسفه سياسى و انقلابى " وصايت " و " غدير " و نفى شورى و سقيفه و دموكراسى و خلافت و معرفى سلمان و
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٢٠