تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
ناباورى از خود پرسيد كه بااين‌همه ضعف‌ها چگونه مىتوان جنگيد ؟ آن‌هم با تهيدستى و ضعف و بىكسى ما ، ما كه نه پايگاه جهانى داريم و نه پناهگاهى داخلى ، مگر ما جز يك مشت روشنفكر اسلامى بىدم‌ودستگاه و بىتوش‌وتوانيم ؟ و جز يك خودكار و يك زبان كه غالبا " هم . . . سرمايه ديگرى داريم ؟ براى ماترياليستها از شرق و غرب عالم خوراك مىرسد ، براى استعمار فرهنگى و سلطهء امپرياليسم قدرت جبارانه و قهار تكنولوژى و سرمايه‌دارى و جادوى هنر و نفاثه‌هاى " رسانه‌هاى جمعى " - كه چه اسم معنى دارى ، با همان ابهام‌القباحه‌اش ، - همه به خدمت گرفته شده‌اند و در تلاش شبانه‌روزىاند و روح پليد بورژوازى دلال و دشمن‌كام و نوكيسه و بىريشه‌اى كه در جامعه‌هاى اسلامى دميده‌اند - زندگى فردى ، خانوادگى و اجتماعى را به لجن كشيده و فضائى ساخته است كه در عفونت و ظلمت و تنگناى آلوده و خفقان‌آورش ، روح خدا مىپژمرد و جولانگاهى نمىتواند يافت و بىشك در چنين حالتى ، از انسان تنها همان نيمه لجنىاش مىماند كه چون " حما مسنون " سياه مىشود و مىگندد و چون " صلصال كالفخار " ته‌نشين مىشود و مىبندد . بااين‌همه براى ما كه " اهل علم " ايم