روح بورژوازى ، استعمار ، ماشينيسم ، تضاد طبقاتى ، فاشيسم ، صهيونيسم ، پوچگرايى ، حرص به رفاه ، جنون مصرف ، استعمار فرهنگى ، باخودبيگانگى ، لااباليگرى و نيهليسم ، گسيختگى تاريخى ، مسخ فرهنگى و معنوى ، سقوط ارزشهاى اخلاقى ، حكومت پول ، تكنولوژى و جنسيت . . . و بطور كلى ماترياليسم فكرى كه نسل پسرهاى ما را مىربايد و ماترياليسم اخلاقى و اقتصادى كه نسل پدرها را . . . در اين ميان ، تنها ترس از ارتجاع و انحطاط فكرى و انحراف انديشه است كه مىتواند ما را وادارد كه به نقش . . . بينديشيم ، اما من معتقدم كه حركت فكرى و بلوغ اسلامى جامعهء ما اينك از مرحلهاى كه امثال اينان ، با اين مايه از منطق و علم و شعور و اخلاق :
بتوانند به خواب كنند و يا حتى مانع بيدارى شوند و كاروان را از حركت بازدارند و يا به بيراهه كشانند ، رد شده است و از خطراتى اينچنين ضعيف و خطير جسته است و اكنون بايد با هجومها و شبيخونهاى بزرگ در حد جهانى پنجه نرم كند از يكسو ايدئولوژى ماترياليسم و از سوى ديگر توطئه امپرياليسم و از درون ، بورژوازى و باخودبيگانگى .
و اما نبايد از بسيارى جبههها بهراس افتاد و با
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٢٣