تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
كردند . اما فلسفه اين اشاره درس نيكوكارى به ابرار دادن و بهتر بگويم ، درس ابرار شدن به مردم است و براى اين كار ، از زندگى اين خاندان مثالى نقل كردن ، نه براى نشان دادن ارزش و عظمت اين خاندان كه در اين صورت افلاطون را به حسن خط و اسپارتاكوس را به زيبائى اندام ستودن است . « 1 » بگذريم ، چگونه از كسبه‌اى كه نماز يوميه ، ولايت على ، مصائب اهل‌بيت و شهادت حسين و اسارت زينب كالاهاى بازارشان و اجناس دكانشان است . . . و علامت " موهوم بودن عقايد " من لاغر بودنم ، مىتوان انتظار داشت كه زيبائيهاى روح و معراج‌هاى انديشه و بيكرانگى وجود و تعالى جايگاه على ( ع ) را بتوانند فهم كنند ، آنچه موجب شده است كه من در برابر تمامى دشنامها و
هامش
( 1 ) - هرچند كه عظمت و بزرگى على و خاندانش را برساند و در مقام بيان چنين منظورى نيز باشد . اما اين تنها گوشه‌اى است از عظمت اين خاندان و درصدد رساندن اين مقصود كه اينها بايد سمبل ديگران باشند و سرمشق ابرار ( ح )