ابرار است . او سرخيل " مقربين " است . على بزرگتر از آنست كه حتى در بهشت بر سر سفرهء ابرار بنشيند و با آنها همكاسه شود . او خود " رضوان خداوند " است .
على بر سرچشمه ننشسته كه خود و خانوادهاش از آن بياشامد و هيچكس ديگر را - حتى ابو ذر و سلمان و بلال و ديگر ائمه ( ع ) و مجاهدان و شهيدان را راه ندهد . اين چگونه تصوير انحصارطلبانه و زشت و حقيرى است كه از " خاندان محمد ( ص ) " كه مثل اعلاى جود و لطف و كرامتاند ، ترسيم مىكنند ؟
على را من در لب اين چشمه كه
" يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً "
مىبينم ، او سنگ را مىشكافد و سرچشمه زلال معرفت و عشق را براى ابرار روان مىسازد . . .
بهشت حقيرتر از آنست كه على در آن بگنجد و فقيرتر ازآنكه بتواند به حسين و زينب پاداش دهد و شرم مىكند كه در خانهء گلين فاطمه را بزند و در برابر ساكنان آنكه حاملان روح خدايند و مسجود ملائك و مثل افلاطونى ارزشها و آرمانهاى انسان - نام جايزه را بر زبان آورد .
يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً .
اشارهء غير مستقيم به كارى است كه خاندان على ( ع )