يا " قهرمان انسانى " يا " انسان تمام " يا " انسانيت در اوج " « 1 » و البته چنين عظمتى هيچ احتياجى ندارد كه آقاى . . . با زحمت زياد ثابت كنند كه او و فضهء خادمه جزء " ابرار " ند و در بهشت مراد از كسانى كه تلاششان مشكور است و به پاداش
يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً "
على و خانوادهاش و كلفتشان فضه است و نه هيچكس ديگر در جهان . . .
اين نعمتها را به على و خاندانش تخصيص دادن هم قرآن را خصوصى كردن است و هم ابرار را محروم ساختن و هم على ( ع ) را تا سطح " آدمهاى خوب " پائين آوردن .
على را " قسيم نار و جنه " شناختن و آنگاه نعمات جنت را به خود وى و خاندانش اختصاص دادن چگونه قضاوتى را نسبت به وى ببار مىآورد ؟ اى كاش على آن دشمنهاى بزرگ را مىداشت و اين دوستهاى حقير و كجانديش را نمىداشت ؟
على از بهشت بزرگتر است و از ابرار برتر ، او خود پرورندهء
هامش
( 1 ) - به ترتيب از : جورج جرداق ، ژوزف امرسون ما دام دولاويدا ، ماسينيون ، مالك عبد القادر مسيحى ( ش )