كه هنوز هم در سايه آن امثال . . . مىپرورند ، ولى در نهايت ، به كجا انجاميد ؟ به آنجا كه امروز تمامى روشنفكران آزادانديش جهان اسلام كه حقپرستى را بر عوامفريبى ترجيح مىدهند و از متعصبان و مرتجعان و عوامفريبان جامعهء سنىمذهب و وهابىمسلك خويش نمىهراسند عثمان را به لجن مىكشند و على ( ع ) را بعنوان مظهر حقانيت و فضيلت و عدالت مىستايند و اعتراف مىكنند كه اگر پس از پيامبر ( ص ) ، على ( ع ) آمده بود ، تاريخ اسلام و سرنوشت عدالت بگونهاى ديگر بود ، تودههاى مظلوم در برابر حاكم كه در تكامل ظلم و جور ، از غاصب به ابليس رسيده بود ، او را از صورت امام برحق ، به خدا رساندند و امروز روشنفكران مسئول و مجاهد با داشتن او خود را در اين قرن و در برابر اينجهان پركشاكش ، از ماركس و لنين و مائو و كاسترو و نيز از تمامى چهرههاى انقلاب كبير فرانسه بىنياز مىيابند و دامنهء تشعشع وجودىاش از مرز تشيع و حتى اسلام و مذهب فراتر رفته و هر انسان آگاه و آزادى كه به ارزشهاى انسانى ، آزادى ، عدالت و زيبائيهاى روح آدمى ارج مىنهند و او را مىشناسند " فرياد عدالت انسانى " اش مىخواند و يا " نماينده انسانيت "
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١١٤