ارمنى ، سنى ، وهابى ، نه ، بهائى ، و . . .
هرچه به ذهنشان آمد گفتند و خيلىها هم باور كردند و در نتيجه ، رنسانس اسلام كه او در جهان آغاز كرد و مصر و شمال افريقا را به بيدارى و حركت آورد ، در وطن خود وى يك قرن عقب افتاد و او چنان تنها ماند كه مثل توپ فوتبال ، قدرتها بهم پاسش مىدادند تا نيستش كردند .
امروز كار برعكس است و من در همين اندازههاى اندك وجودى خودم تجربه دارم كه كوشش اينان در تحريك مردم عليه من و آثار و افكار من تا كجا برايم نعمتى رايگان و ثروتى بادآورده و گنجى بىرنج بوده است ، آنچنانكه براستى اعتقاد دارم كه اين همه توفيقى كه در اشاعه افكارم و جلب افكار مردم كسب كردهام ، ثلثش ثمره رنجى است كه بردهام و كارى است كه كردهام و ارزشى است كه داشته و دو ثلثش را مرهون زحمات اين آقايان محترمم و از صميم قلب خدا را بخاطر اين نعمات سپاس مىگذارم و گرنه من يك معلم سوربنى فرانسوى لاغر كه تمام هستىاش يك خودكار است چگونه مىتوانستم فريادم را اينهمه بلند كنم ؟
بسيار بودهاند و هستند اساتيدى كه من شاگرد آنهايم و رنجى هم كه در راه قرآن و در جنگ با خرافهها و ارائه چهره
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١١٢