و ثانيا " : گرچه تير از كمان برون آيد - از كمال دار بيند اهل خرد . . .
برادر ! پرداختن به اينها كه هنرشان فحاشى است و . . . ما را از راه منحرف مىكند و از كار مىاندازد و .
. . . اينها اگر يك روز من و تو را مىگذراندند تمام افتخاراتشان آب مىشد و از تو نيز كه بدتر از منى - لاغرتر مىشدند . . . قربان آن زبان شيرين و آتشين و دردمند على ( ع ) كه چه خوب سمبل اين تيپرا تشريح مىكند : نافجا " حضنيه بين نثيله و متعلفه . . . ، ( دو پهلويش ورم كرده و در تكاپوى ميان سرگينش و آخورش ) . . .
مىدانم كه ترس شما از چيست ؟ و مىدانم كه نه دغدغهى دفاع از مرا داريد و نه خاطرجمعى و بىدردى كلنجار رفتن با . .
. . . و امثالهم را بلكه آنچه شما را در غربت تبعيد و آنهمه رنجهاى خويش برآشفته است ، يكى پندار بد و گفتار بد و كردار بد اينان است كه با چنين مايه و پايهاى در شعور و شرف از " تشيع دم مىزنند و دلسوزى بر ولايت على ( ع )
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٠٩