بزرگ بساحت مطلق عدل الهى و به همين جهت مى فرمايد خدا را در اين باره نافرمانى نمى كنم . همهء گفتار فلاسفه و مصلحان و زمامداران انسانى را در گذشته و حال بررسى كنيد و ببينيد آيا چنين عدالت دقيقى در همهء جهان انسانى نظير دارد و آيا هيچ مكتبى در مورد عدالت تا اين حد ، بدقت و صراحت و مراقبت سخن رانده است على رعايت عدالت را در زمينهء حكومت به حدى دقيق سفارش مىكند كه به يكى از فرماندارانش چنين مى نويسد : « بالهاى مهربانى خود را بر مردمان بگشاى و با آنان گشادهرو باش و نرمخوئى كن و بين آنها حتى در نگاه و اشاره و درود ، برابرى را رعايت كن ، تا توانمندان بستم تو اميد نبندند و ناتوانان از دادگريت نوميد نشوند » ببينيد حتى در نگاه كردن هم با گوشهء چشم بايد رعايت برابرى و عدالت شود و چنين عدلى در هيچ گاه و هيچ جاى جهان پيشينه ندارد امام در اعلام و اجراى برابرى و عدل دقيق است كه بدرخواست برادر تنگدست و نابينايش عقيل براى مشتى گندم ، با آهن گداخته پاسخ مىدهد و از سوئى شكست با عدالت را بر پيروزى با ستم ترجيح مىدهد و هنگامى كه فرماندارش در مدينه از او مى خواهد كه بمردم از بيت المال سهمى بيشتر داده شود تا بشام نپيوندند مى فرمايد :
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٦
هامش
( 1 ) - شمارهء 46 از نامههاى نهج البلاغه