نهادش برميخيزد ، عدالتى كه سنت خداست و روش آفرينش و چنان گسترده و همهجانبه است كه نه تنها انسان بلكه حيوانها و بيابانها را هم فرا مى گيرد و مى فرمايد : ( خداوند ، حتى در بارهء بيابانها و جنبندگانهم از شما بازخواست مىكند ) ببينيد عدالت على تا چه اندازه دقيق و سنجش ميزان دادگريش تا چه پايه عميق است كه مى فرمايد : « اگر آسمانهاى هفتگانه و آنچه را كه در مدار آنهاست به من بخشند تا پوست جوى را بستم از دهان مورى باز ستانم و خداى را در اين باره نافرمانى كنم ، چنين نخواهم كرد » آسمانها و زمينها و كرات بيكران كائنات كجا و پوست جوى از دهان مورى كجا اين ديگر سياست نيست بلكه فلسفه است فلسفهء دقيق آفرينش زيرا على كه به هندسهء هستى آگهى دارد ميداند در پهنهء آفرينش بين آسمانهاى بيكران و يك اتم نامشهود فرقى نيست همه پديدههاى هستيند و همه بر طبق يك قانون عظيم و منتظم هستى مى گردند و مى چرخند و همه بهم پيوستهاند كه اگر اخلالى در نظم يك اتم پيش آيد بمفهوم ستم امواج منفى و زيانبخش آن در عدل جهانى رخنه مى افكند و هستى را در تزلزل مى افكند و در نظام كلى عالم اثر مى گذارد و از اين مهمتر آنكه چنين ستمى اگر چه بيش از اندازه كوچك است ولى جسارتى است بدادگرى كل وجود و عدالت مطلق هستى يعنى يك گستاخى
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٥