دانشمندان در ميان انبوه بى دانشان غريبند خداوند بى دانشانى را كه دانش نياموختهاند بازخواست نمى كند تا آنكه دانشمندانى را كه بمردم دانش نياموختهاند بازخواست كند سپاس دانشمند از دانشى كه دارد آن است كه علم خويش به آنها كه سزاوارند بياموزد بلند همتان اگر چه فروتنى كنند باز هم بلندى يابند ، چنان كه هر چند بخواهند آتش را پنهان كنند شعلهاش بالا مى زند چون با دانشمندى انجمن كنى ، بكوش بيشتر بشنوى تا اين كه سخن گوئى علم با عمل هماهنگ است ، پس كسى كه بداند به آن رفتار مىكند و علم مردم را به عمل مى خواند و اگر پاسخش ندهند مى رود اى دانشوران ، آيا بار دانش را بدوش مى كشيد دانش از آن كسى است كه بداند و بدانش خويش رفتار كند و علمش با عملش موافق باشد دانشمندى كه بدانش خويش رفتار نكند ، همچون نادان سرگردانى است كه بجهلش گرفتار باشد بلكه حجت بر عالم تمامتر و بزرگتر است دانشتان را نادانى و يقين خود را شك قرار ندهيد ، چون دانستيد به آن رفتار كنيد و چون يقين كرديد اقدام ورزيد چه نيكوست آن كه دانش را با مدارا زينت دهد گفتيد فلانى سرمايهاى فراوان فراهم آورده است ، آيا از روزهائى كه
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 452
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٥٢