تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
پناهندگانش را نگهبانى نمى كند حكمت را به نااهلان نياموزيد كه در نتيجه به آنها ستم كرده‌ايد هر كس را دستاورد كار خويش بدست آورد ارزش مرد در آن چيزى است كه نيكويش مى شمارد بدانيد كه مردم ، فرزند نيكوكارى خويشند بسخن نگاه كن نه بگويندهء سخن حسبى چون تواضع و شرفى مانند دانش و همدمى مثل خوش خوئى نيست شريفترين چيزها دانش است و خداى تعالى داناست و دانايان را دوست مى دارد كسى كه در رفتارى كندى كرد ، افتخار نژاديش او را بشتاب نمى آورد آن كس كه در كسب دانش كوتاهى كرد به سختى ها گرفتار آيد آن چنان مباش كه بيشتر از كردارت براى خود اميدوار بپاداش باشى براى دنيايت چنان كار كن كه گوئى هميشه زنده خواهى ماند از آن كسان مباش كه بدون كردار شايسته ، به آخرت اميدوار باشند هرگز در جنگ پيشدستى مكن هيچ جنبشى نيست مگر آنكه بشناخت آن نيازمندى آن كس كه بدون دانش كار كند چون رهروى است كه براهى ديگر رود و هر چند راه پيمايد از مقصدش دور تر شود و آن كس كه با آگاهى كار كند چون رهروى است كه براهى روشن رود پس هر روز بايد