بنگرد كه آيا پيش مى رود يا برميگردد انديشه ، روشنى پديد آورد و بى خبرى تاريكى ببار آورد براى دانستن بپرس نه براى ستيز و دشمنى داناترين مردم آن كس است كه دانش مردم را با رفتار خويش فراهم آورد آن كس كه خود راى باشد نابود گردد و كسى كه با مردم بمشورت پردازد در خرد آنها شريك شود آن كس كه انديشهء مردم را بپذيرد ، اشتباهات را بشناسد گنجى سودمندتر از دانش و كرامتى بالاتر از بردبارى نيست دانش بپوزش بهانه جويان پايان دهد خير در فراوانى سرمايه و فرزندان نيست بلكه خير در بسيارى دانش است گنجوران با آنكه زندهاند مردهاند و دانشمندان تا روزگار پايدار است زندهاند زمامداران بر مردم حكمرانند و دانشمندان بر زمامداران چيرهاند دانا زنده است اگر چه مرده باشد و نادان مرده است هر چند زنده باشد دانش يكى از دو زندگانى است و دوستى يكى از دو خويشاوندى است و نام نيكى يكى از دو عمر است اگر كسى پاسخ پرسشى را نمى داند از اين كه بگويد نمى دانم شرم نكند و آن كس كه چيزى نمى داند اگر آن را بياموزد نبايد شرم كند
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٥٠