روى مى آورند بندهء ديگران مباش كه خدايت آزاد آفريد هر چه بر آزاد مرد تحميل كنى مى پذيرد و بر بزرگواريش افزون مى گردد مگر آنكه بخشى از آزادى او را بازگيرى كه در اين صورت تحمل نخواهد كرد من چيزى را كه نمى خواهيد بر شما تحميل نمى كنم من به تو اجازه مى دهم كه به آنچه بر تو آشكار شد رفتار كنى اندوه نيمى از پيرى است ، من مردم را بسوء ظن ، كيفر نمى دهم كسى كه خود را بر روزگار بزرگ شمارد روزگارش خوار گرداند ترا از شتابزدگى در گفتار و كردار بر كنار مى دارم از خدا بترسيد و به بندگان و شهرهاى خدا ستم نورزيد زيرا شما حتى در بارهء حيوانها و بيابانها مسئوليد چه بشتاب مى روند ساعتها در روزها و روزها در ماهها و ماهها در سالها و چه به شتاب مى گذرند سالها در عمرها .
اللهم انا نرغب اليك فى دولة كريمة تعز بها الاسلام و اهله
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 455
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٥٥